کدام بیماریهای واگیردار مسیر بشر را عوض کردند؟
اپیدمیهای سرنوشتساز
طاعون ژوستینین و افول امپراتوری روم
(۷۵۰-۵۴۱ میلادی)
«طاعون ژوستینین» یک همهگیری جهانی بود که امپراتوری بیزانس و به ویژه پایتخت آن کنستانتینوپول (= قسطنطنیه-استانبول) و همچنین پادشاهی ساسانی (ایران) و بندرهای سراسر حاشیه دریای مدیترانه را درگیر خود کرد. این طاعون یکی از کشندهترین طاعونهای تاریخ بود که در حدود دو قرن شیوع خود ۲۵ تا ۵۰ میلیون نفر (۱۳ تا ۲۶ درصد جمعیت جهان در زمان آغاز آن) را طعمه مرگ کرد. تخمین زده میشود که طاعون ژوستینین جمعیت قاره اروپا را ظرف تنها ۱۲ ماه به نصف کاهش داد و در زمان اوج شیوع خود روزانه جان پنج هزار نفر را میگرفت.
«پروکوپیوس»، یکی از مورخان یونانی آن عصر، این همهگیری را جهانی توصیف میکند. این طاعون نام خود را از ژوستینین یکم گرفته است که در زمان شیوع آن، امپراتور روم شرقی بود. ژوستینین خود به این طاعون مبتلا شد، ولی جان سالم بهدر برد.
به گفته منابع تاریخی، گسترش این بیماری همه گیر منجر به متوقف کردن فعالیتهای تجاری و تضعیف امپراتوری روم شد. به همین دلیل این امپراتوری بسیاری از متصرفات خود در شمال آفریقا، شرق اروپا و غرب این قاره را از دست داد. بسیاری از پژوهشگران امروزی نیز تاثیرات اجتماعی و فرهنگی این طاعون را با مرگ سیاه (که 600 سال بعد اروپا را دستخوش خود کرد) مقایسه میکنند.
آبله و استعمار قاره آمریکا
(سدههای ۱۵ و ۱۷)
اروپاییها هنگام ورود به قاره آمریکا در سال ۱۴۹۲ تعدادی از بیماریهای همه گیر جدید را نیز به وجود آوردند. یکی از این بیماریها آبله مرغان، نوعی بیماری عفونی بود که حدود ۳۰درصد از مبتلایان را به کام مرگ کشاند. بر اساس برخی گزارشها، در این دوره، آبله تقریبا ۲۰ میلیون نفر یا حدود ۹۰درصد از جمعیت قاره آمریکا را کشت. این اپیدمی به اروپاییها کمک کرد تا استعمار و توسعه مناطق تخلیه شده را تغییر داده و تاریخ دو قاره آمریکا و اروپا را تغییر دهند.
آنفلوآنزای هنگ کنگ و اهمیت واکسیناسیون
(1970-1968)
۵۰ سال پس از شیوع آنفلوآنزای اسپانیا، ویروس آنفلوآنزای دیگری مجددا در سراسر جهان شیوع یافت. در سال ۱۹۶۸ سومین بیماری همهگیر آنفلوآنزا در قرن بیستم اتفاق افتاد که نامش آنفلوآنزای «هنگکنگ» بود. این بیماری پس از آنفلوآنزای اسپانیا در سال ۱۹۱۸ و آنفلوآنزای آسیایی در سال ۱۹۵۷ شیوع یافت. اعتقاد بر این بود که ویروس آنفلوآنزای هنگکنگ، جهشیافته ویروسی بود که مسوول بیماری «آنفلوآنزای آسیایی» بود که پس از ۱۰ سال دوباره ظاهر شده بود. تخمین زده میشود که این ویروس حدود یک میلیون نفر را که یکدهم آنها در ایالات متحده بودند به کام مرگ کشاند. اگرچه ویروس آنفلوآنزای هنگکنگ به اندازه آنفلوآنزای ۱۹۱۸ اسپانیا، کشنده نبود، اما فوقالعاده مسری بود و 500هزار نفر طی تنها دو هفته، پس از گزارش اولین مورد ابتلا در هنگ کنگ، به این ویروس آلوده شدند. بهطور کلی، این بیماری همهگیر به جامعه بهداشت جهانی کمک کرد تا نقش حیاتی عملیات واکسیناسیون را در پیشگیری از شیوع بیماریهای بعدی درک کنند.
آنفلوآنزای اسپانیایی و آغاز تلاشهای جهانی
(1919-1918)
شیوع بیماری آنفلوآنزای اسپانیایی در سال ۱۹۱۸ میلادی پس از پایان جنگ جهانی اول آغاز شد. از این بیماری بهعنوان یکی از مرگبارترین بیماریهای همهگیر تاریخ یاد میشود. آنفلوآنزای اسپانیایی در آسیا، اروپا، آمریکای شمالی و حتی قطب شمال و برخی جزایر دورافتاده اقیانوس آرام فراگیر شد. بیش از نیم میلیارد نفر به آنفلوآنزای اسپانیایی مبتلا شدند که از این تعداد بین ۲۰ تا ۵۰ میلیون نفر جان خود را از دست دادند. یکی از تفاوتهای آنفلوآنزای اسپانیایی با آنفلوآنزاهای قبلی این بود که بسیاری از مبتلایان بزرگسال و جوان جان خود را از دست دادند. این در حالی است که در آنفلوآنزاهای قبلی اغلب افراد مسن و کودکان کشته میشدند. این میزان تلفات و تغییر در جامعه قربانیان این بیماری، جهان را به این مسیر سوق داد که تلاش خود را برای مبارزه با چنین بیماریهای عالمگیری افزایش دهند. در سالهای بعد، تحقیقات در فهم چگونگی شیوع بیماری همهگیر و چگونگی پیشگیری از آن، پیشرفتهای چشمگیری یافت.
کووید- ۱۹
(دسامبر ۲۰۱۹)
اواخر سال گذشته میلادی بود که گونهای جدید از کروناویروسها که بعدها به نام COVID-19 نامگذاری شد، در منطقه ووهان استان هوبی چین کشف شد. نخستین بار در تاریخ ۳۱ دسامبر به سازمان بهداشت جهانی گزارش شد که دانشمندان چینی این بیماری را به یک خانواده ویروسها که شامل سارس (سندرم حاد تنفسی) و مرس (سندرم تنفسی خاورمیانه) است، مربوط کردهاند. اگر چه به زودی معلوم شد این بیماری کشندگی کمتری نسبت به سارس و مرس دارد، اما سرعت انتشار آن بسیار شگفتآور بود. در یک زمان اندک این ویروس توانست بیش از ۱۱۵ هزار نفر را در بیش از ۱۰۰ کشور جهان آلوده کند که در این میان هزاران نفر جان خود را از دست دادهاند.
با این حال هنوز پیامدهای ناشی از این ویروس به پایان نرسیده است و اگر چه شیوع این بیماری در چین کاهش چشمگیری داشته است، اما در مقابل، به سرعت در سراسر جهان در حال گسترش است. بنا به برخی گزارشهای بدبینانه تخمین زده میشود که ویروس کرونای جدید بهطور گسترده در سراسر جهان گسترش خواهد یافت و ممکن است سرانجام بین ۴۰ تا ۷۰ درصد از جمعیت جهان را تحت تاثیر قرار دهد. یک مطالعه انجام شده توسط دانشگاه ملی استرالیا همچنین نشان میدهد که ویروس جدید کرونا به گرفتن قربانیان بیشتر ادامه و هزینه تولید ناخالص داخلی جهانی را 4/ 2 تریلیون دلار افزایش خواهد داد.
مرگ (طاعون) سیاه و زوال فئودالیسم در اروپا
(۱۳۵۱-1347 میلادی)
«طاعون سیاه» یا «مرگ سیاه» یک اپیدمی طاعون است که کل اروپا را در سالهای ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۱ میلادی دربرگرفت. این اولین همهگیری بزرگ اروپا نیست، ولی اولین اپیدمیای بود که بهطور دقیق توسط مورخان توصیف شده است. تعداد مرگومیر ناشی از این بیماری کاملا مشخص نیست، اما برآورد آن حدود یکچهارم تا یکسوم جمعیت اروپا، یا ۲۵ میلیون نفر طی این سه سال است. در همان دوره، تقریبا همین تعداد کشته در آسیا برآورد میشود. بر اساس گفته برخی کارشناسان بیش از ۲۰۰ سال طول کشید تا سطح جمعیت در اروپا به دوره قبل از سال ۱۳۴۷ بازگردد.
یکی از مهمترین پیامدهای این بیماری همه گیر، آغاز زوال شیوه زندگی فئودالی در اروپا بود چرا که بسیاری از نیروهای کار (دهقانان و کشاورزان) از میان رفته بودند. همچنین به دنبال این کاهش شدید نیروی کار، دستمزدها نیز چند برابر شد و به این ترتیب مشکلات زیادی به خصوص در زمینه کشاورزی به وجود آورد.
وبا و توزیع ناعادلانه ثروت
(۱۸۲۳ – ۱۸۱۷ میلادی)
همهگیری این وبا برای نخستین بار در «جیسور» هند ظاهر شد و در ادامه به بیشتر مناطق این شبه قاره و سپس به مناطق همجوار هند سرایت کرد. این بیماری همهگیر، پیش از آنکه یک پزشک انگلیسی به نام «جان اسنو» بتواند اطلاعاتی در مورد راههای محدود کردن شیوع آن بهدست آورد، جان میلیونها نفر را در شبه قاره هند و اطراف آن گرفت. سازمان بهداشت جهانی بیماری وبا را -که سالانه بین 3/ 1 تا ۴ میلیون نفر را در سراسر جهان مبتلا میکند - بهعنوان یک بیماری همهگیر «فراموش شده»، توصیف کرده است.
این سازمان اعلام کرده است که هفتمین دوره شیوع جهانی این بیماری که از سال ۱۹۶۱ آغاز شده، تا به امروز ادامه دارد. همچنین از آنجا که عفونت وبا به دلیل خوردن غذا یا آب آلوده به میکروبهای خاص ایجاد میشود، این بیماری توانسته است در کشورهایی که از توزیع ناعادلانه ثروت و عدم توسعه اجتماعی رنج میبرند، به تعداد بیشماری آسیب برساند. در واقع وبا با آسیب رساندن به مناطق فقیرنشین، جهان را تغییر میدهد، در حالی که این امر تاثیر چندانی برکشورهای ثروتمند نمیگذارد.
سندرم حاد تنفسی و کارآیی مجدد قرنطینه
(2003-2002)
سندرم حاد تنفسی (سارس) نوعی بیماری است که توسط یکی از هفت خانواده کروناویروسها ایجاد میشود. این ویروس میتواند انسان را به سرعت آلوده کند و ژنوتیپ آن تقریبا ۹۰درصد شبیه به ویروس جدید کرونا است. در سال ۲۰۰۳ شیوع این بیماری در استان «گوانگدونگ» چین، آن را به یک بیماری همهگیر جهانی تبدیل کرد که به سرعت در ۲۶ کشور گسترش و بیش از 8هزار نفر را تحت تاثیر قرار داد که ۷۷۴ نفر از آنها کشته شدند. با این حال، عواقب شیوع سندرم حاد تنفسی ۲۰۰۳ به دلیل واکنش شدید نسبت به بهداشت عمومی توسط مقامات جهانی، از جمله جداسازی مناطق آسیبدیده و افراد آلوده یا به عبارت بهتر اعمال قرنطینه، تا حد زیادی محدود بود.
آنفلوآنزای خوکی و یک هشدار جدید
(۲۰۱۰-2009)
این بیماری نوع جدیدی از ویروس آنفلوآنزا بود که در سال ۲۰۰۹ ظاهر شد. در زمان اوج شیوع این آنفلوآنزا، بیش از ۶۰ میلیون نفر در ایالات متحده آلوده شدند و تعداد کشتهشدگان جهانی، بنا بر برخی آمارها از ۱۵۱ تا 575هزار نفر نیز ذکر شده است. این بیماری، «آنفلوآنزای خوکی» نام گرفت، زیرا به نظر میرسید که ویروس آن از خوکها به انسان منتقل شده است. با این حال این بیماری دارای ویژگی عجیبی بود چرا که بیش از ۸۰ درصد مرگ و میر ناشی از آن مربوط به گروههای سنی زیر ۶۵ سال بود در حالی که در آنفلوآنزاهای معمولی برعکس این روند مشاهده میشود.
ابولا و هزینههای هنگفت اقتصادی
(۲۰۱۶ - 2014)
در ابتدا ویروس ابولا - نام رودخانهای نزدیک به منطقهای که بیماری برای نخستین بار در آن شیوع یافت –مانند اکثر اپیدمیهای مدرن، محدود، اما بسیار خطرناک بود.
این ویروس برای اولین بار در سال ۲۰۱۴ در یک دهکده کوچک در کشور آفریقایی «گینه» ظاهر شد و در ادامه به تعداد کمی از کشورهای همسایه در غرب آفریقا نیز شیوع یافت.این ویروس از 296هزار آلوده در کشورهای گینه، لیبریا و سیرالئون بیش از 11هزار نفر را کشته است. همچنین تخمین زده میشود که ویروس ابولا، بیش از ۴ میلیارد دلار هزینه به این کشورها تحمیل کرد که باعث کاهش چشمگیر سرمایهگذاری در بخشهای مختلف توسعه این کشورها بود.