تعرفههای تجاری در بلندمدت چه اثری بر اقتصاد میگذارد؟
سراب تعرفه ترامپی

اثرات چندوجهی تعرفه
تعرفهها مالیاتهایی هستند که دولتها بر کالاهای وارداتی اعمال میکنند تا از صنایع داخلی محافظت کنند یا تعادل تجاری را تنظیم کنند. مدلهای رایج تجارت بینالمللی معمولا فرض میکنند که تجارت با گذشت زمان خودبهخود متعادل میشود؛ اما ایالات متحده برای ۵دهه با کسری حساب جاری مداوم روبهرو بوده است. عدم تعادل در کسریهای تجاری دلایل زیادی دارد. برای مثال کسری تجاری ایالات متحده بهدلیل وجود موانع قانونی و مقرراتی در کشورهای دیگر، مسائل محیط زیستی، تفاوت در نرخ مالیات بر مصرف، هزینههای انطباق با مقررات و کاهش ارزش پول ملی برخی کشورها ایجاد شده است. این عوامل به مثابه موانعی در برابر ورود کالاهای آمریکایی عمل کرده و موجب برهم خوردن تعادل تجاری شده است. دولت دوم ترامپ در واکنش به این مساله تعرفههای متفاوتی را بر کالاهای غیر آمریکایی اعمال کرده است. در آوریل۲۰۲۵، دونالد ترامپ تعرفههای جدیدی اعمال کرد که تجارت جهانی را تحت تاثیر قرار داد. تعرفه عمومی ۱۰درصدی بر تمام واردات از ۵آوریل اجرایی شد. همچنین، تعرفههای متقابل تا ۵۰درصد برای کشورهای با کسری تجاری بزرگ و تعرفه ۲۵درصدی بر خودروها و قطعات وارداتی از مارس۲۰۲۵ اعمال شد. میتوان گفت که اثرات تعرفهها در طول زمان پیچیده و چندوجهی است.
تاثیرات کوتاهمدت
اثرات تعرفهها در کوتاهمدت معمولا برای دولتها جذاب است. برای مثال وقتی دولت روی کالاهای وارداتی تعرفه میگذارد، قیمت این کالاها بالا میرود. در نتیجه، مردم بیشتر به خرید کالاهای تولید داخل تمایل پیدا میکنند. این کار میتواند به حفظ شغلها در کارخانهها و صنایع داخلی کمک کند و همچنین درآمد دولت را بالا ببرد. یک بررسی نشان داده است که تعرفههایی که آمریکا در سالهای اخیر بر کالاهای وارداتی از کشورهایی مثل چین، کانادا و مکزیک گذاشته، باعث افزایش حدود یک تا یکونیم درصدی در قیمت کالاها شده، اما در عوض تولیدکنندگان داخلی را تقویت کرده است. علاوه بر این تعرفهها در سال مالی ۲۰۲۴ حدود ۷۷میلیارد دلار برای دولت آمریکا درآمد داشتهاند. این اثرات کوتاهمدت موجب میشود تا دولتها تمایل به افزایش تعرفهها داشته باشند. اما پرسشی که وجود دارد آن است که این اثرات در بلندمدت نیز پایدار است؟
شعلهور شدن جنگ تجاری
معمولا تعرفهها در بلندمدت اثرات منفی بر اقتصاد دارند. وقتی رقابت با کالاهای خارجی کمتر شود، کارخانهها و تولیدکنندههای داخلی انگیزه کمتری برای نوآوری و بهتر کار کردن پیدا میکنند. این موضوع میتواند باعث کاهش کیفیت و بهرهوری شود. ایجاد و افزایش تعرفهها در نهادهای اقتصادی بهعنوان مداخله دولتی، تاثیرات عمیقی بر سازوکارهای بازار آزاد دارد. نهادهایی که بر اساس عرضه و تقاضا و رقابت آزاد شکل گرفتهاند، با وضع تعرفهها دچار اختلال میشوند؛ زیرا این سیاستها قیمتها را بهصورت مصنوعی تغییر میدهند و تعادل طبیعی بازار را بر هم میزنند. بهعنوان مثال، تعرفهها میتوانند تولیدکنندگان داخلی را از رقابت واقعی محروم کنند و انگیزه نوآوری و بهبود کیفیت را کاهش دهند؛ درحالیکه مصرفکنندگان با افزایش قیمتها مواجه میشوند و قدرت انتخابشان محدود میشود. بررسیها نشان میدهد که وقتی تعرفه وضع میشود، سود تولیدکنندهها بالا میرود، اما زیان مصرفکنندهها بیشتر است. در واقع انتخاب مصرفکنندگان برای انتخاب کالای مورد نظر خود بهصورت تصنعی (ایجاد موانع توسط دولت) کاهش مییابد. بنابراین مصرفکننده مجبور خواهد بود کالای مورد نظر خود را با قیمت بالاتری خریداری کند. علاوه بر این مطالعات نشان میدهد که افزایش تعرفهها به کاهش رشد اقتصادی کشورها میانجامد.
این موضوع نشان میدهد که جنگهای تجاری میتوانند در درازمدت به اقتصاد کشور آسیب بزنند. همچنین، تعرفهها میتوانند به زنجیرههای تامین جهانی آسیب بزنند. تعرفهها باعث میشوند که صنایع داخلی و شریکهای تجاری آنها کمتر کارآمد باشند و ارزش شرکتها کاهش پیدا کند. علاوه بر این، کشورهایی که هدف تعرفه قرار میگیرند، ممکن است مقابله به مثل کنند. برای مثال چین در واکنش به تعرفههای اخیر آمریکا، از ۱۰آوریل۲۰۲۵ تعرفه ۳۴درصدی بر تمام کالاهای وارداتی از ایالات متحده اعمال کرد. این اقدام پس از آن صورت گرفت که آمریکا در ۲آوریل ۲۰۲۵ تعرفههای خود بر کالاهای چینی را ۳۴ درصد افزایش داد. در نهایت میتوان گفت که هزینههای اداری و بوروکراتیک اجرای تعرفهها بار اضافی بر دوش دولت و مالیاتدهندگان میگذارد. در بلندمدت، این سیاستها به جای تقویت اقتصاد، وابستگی به حمایتهای دولتی را افزایش داده و پویایی بازار آزاد را که موتور رشد اقتصادی است، از بین میبرند.