استارت چابکسازی پیش از خصوصیسازی در سایپا

رویکردی که با هدف چابکسازی در تنها شرکت خودروسازی دولتی کشورمان آغاز شده و یک الگوی بهره ور خصوصی را در یک شرکت دولتی پیاده سازی می کند.
پر واضح است که تغییرات مدنظر علی شیخزاده مدیرعامل جدید اما با تجربه سایپایی ها که با کلیدواژهی چابکسازی در این گروه خودروسازی کلید خورده است، مخالفانی هم خواهد داشت. چرا که در سالهای اخیر جذب بدون ضابطهی افراد غیر متخصص در صنعت خودرو توسط برخی سیاسیون به روالی عادی بدل شده بود و دو خودروساز بزرگ کشورمان را به حیاط خلوت نیروهای فرمایشی تبدیل کرده است.
اتفاقی که ماحصل آن در رقم نجومی زیان انباشته این شرکت و در شمایلی دیگر در بهای تمام شده محصولات نمود پیدا میکند.
حال اما استراتژی شیخزاده برای مدیریت سایپا نشان از آن دارد که قرار است اتفاقی غیرمعمول در این شرکت رخ دهد. به طور مثال تعدیل اعضای هیات مدیره برخی شرکتهای زیر مجموعه از ۵ به ۳ نفر مطابق قانون تجارت گامی اساسی در همین راستا است؛ زیرا هزینههای جانبی حضور این اعضای هیات مدیره از جمله حقوقهای بالا، راننده و سایر مزایا بدون شک رقم قابل توجهی خواهد بود که با برای شرکتی زیانده هیچگونه توجیهی ندارد.
از سوی دیگر انحلال و ادغام نزدیک به ۴۰ شرکت زیرمجموعه سایپا که وجود و فعالیتشان با توجه به ماموریت اصلی این شرکت خودروسازی ضرورتی نداشته، گام بزرگ دیگری برای پیشگیری از هدر رفت منابع در سایپا است.
اتفاق مبارکی که موجب انضباط مالی و چابک سازی واقعی در این گروه خودروسازی خواهد شد.
ناگفته نماند تمامی این تغییرات در شرایطی صورت گرفته که گروه خودروسازی سایپا گزینهی بعدی خصوصیسازی در صنعت خودروی کشورمان است و خریداران احتمالی برای آن نیز پا پیش گذاشتهاند. با این وجود اما تیم مدیریتی جدید بدون محافظهکاری اقدام به چابک سازی و به روز کردن سیستم های مدیریتی و اجرایی خود کرده اند و حالا می توان گفت سایپا قبل از خصوصی سازی تمام محاسن مدیریت بخش خصوصی را در دل مدیریت دولتی خود پیاده سازی کرده و هر آنچه را که انتظار می رفت بعد از خصوصی سازی در آن اجرایی شود، از هم اکنون شاهد پیاده سازی و تسری آن به شرکتهای تابعه هستیم.
از منظری دیگر چابک سازی پیش از خصوصیسازی پیام دیگر مدیرعامل جدید سایپا برای تمام ذینفعان است. چرا که حذف شرکتهای زیرمجموعه که وجودشان ضرورتی ندارد اثر مستقیم و غیر قابل انکاری بر رساندن سایپا به ارزش واقعی خود خواهد داشت.
به تعبیری فروش یک شرکت عریض و طویل با انبوهی از زیان انباشته و شرکتهای زیان زده امری نبوده که شیخ زاده برای آن به سایپا آمده باشد. چراکه کارنامه کاری او نشان داده از نظر علمی و عملی توانایی پیاده سازی یک سیستم چابک و به روز را در صنعت خود دارد.
در عین حال آنطور که به نظر میآید بالا بردن ارزش برند سایپا و افزایش راندمان و ترویج فرهنگ بهرهوری از جمله استراتژیهای اصلی تیم مدیریتی جدید سایپا است که در سایهی آن اجرای تکلیف برنامه هفتم توسعه و واگذاری سهام شرکت به بخش خصوصی البته بعد از رساندن ارزش سهام این شرکت به قیمت منطقی پدید خواهد آمد.
البته که مقاومت در برابر این تغییرات و ادامه آن مسیر سخت و صعب العبوری را پیش پای مدیریت این شرکت قرار داده و باید منتظر ماند و دید این اصلاحات قبل از واگذاری تا چه میزان می تواند شرایط فعلی سایپا را بهبود ببخشد و زمینه را برای ارزنده کردن سهم این شرکت که یک سرمایه ملی و مردمی به حساب می آید را فراهم خواهد کرد.