پکن با طرح ۱+۱۶، اروپای شرقی و مرکزی را از غرب جدا میکند
حیاط خلوت چین در اروپا

وقتی «شیجینپینگ» به اولین رهبر چین تبدیل شد و از جمهوری چک بازدید میکرد، یک سرمایهدار برجسته و اسرارآمیز چینی با جاهطلبیهای سیاسی او را همراهی میکرد؛ سرمایهداری که پول زیادی برای ولخرجی و ایجاد پیوند قدرتمند با رئیسجمهور چک داشت. «ییجیانمینگ» تنها تاجر در میان گروهی از مقامهای چینی و چک بود که دو سال پیش در خارج از اقامتگاه تابستانی رئیسجمهور جمع شده بودند جایی که «شی» و «میلوس زمان» (همتای چکیاش) مبادرت به کاشت درخت جینگو کردند. برای «یی» حضور در این تجمع یعنی به رسمیت شناختن نقش او بهعنوان کارگزار و میانجیگر بزرگ قدرت در پراگ، که املاک برجستهای را خریداری کرده از جمله یک آبجوسازی محلی و یک تیم فوتبال بسیار محبوب. «دیوید باربوزا»، مارک سانتورا» و «الکساندرا استیونسون»، گزارشگران نیویورکتایمز، در ۱۲ اوت در گزارشی در این باره نوشتند این نشست – و حضور «یی»- نفوذ تازه برقرار شده چین در سیاست و اقتصاد جمهوری چک را تقویت و نشانی است از جاهطلبیهای بزرگتر چین در اروپا.
فقط ظرف دو سال، شرکت «یی» یعنی «شرکت انرژی CEFC»، بیش از یک میلیارد دلار قرارداد در جمهوری چک منعقد کرد. او مقامهای سابق چک را به استخدام در آورد از جمله فردی که روزگاری وزیر دفاع سابق این کشور بود. از «یی» حتی بهعنوان مشاور اقتصادی ویژه «زمان» هم نام برده میشود. «باربوزا- سانتورا- استیونسون» مینویسند: «زمان هم در مقابل، به حامی بزرگ پکن تبدیل شده، مخالفت داخلی با نفوذ چین را مهار کرده و دست چین را باز گذاشته است. او آشکارا از ادعاهای چین بر تایوان – جزیرهای دموکراتیک که پکن مدعی حاکمیت بر آن است- حمایت کرده است.» وقتی «شی» از چک بازدید میکرد، پلیس کوشید تا معترضان را متفرق سازد؛ برخی بعدها پلیس را به استفاده از خشونت برای سرکوب مردم متهم کردند. خانواده یکی از بازماندگان برجسته هولوکاست میگفت «زمان از پیشنهاد دادن مدال به این مرد عقب نشست پس از آنکه برادرزادهاش با دالایی لاما، رهبر معنوی در تبعید که چینیها او را یک شورشی مینامند، دیدار کرد.»
برای چین، اظهار معاشقه و مغازله رهبران چک یک پیروزی تمام عیار است: چین به یک دوست قابل اطمینان در اروپا دسترسی یافته که متحد آمریکا است و کشوری است که روزگاری سدی در برابر لیبرال دموکراسی در این منطقه مهم استراتژیک تلقی میشد. همانطور که زمان گفت، جمهوری چک امیدوار است که به «ناو هواپیمابر غرق نشدنی توسعه سرمایهگذاری چین» در اروپا تبدیل شود. با این حال، «یی» سالجاری در چین بازداشت شد. او جمهوری چک را از خطرات روابط جدید با مقامهای چینی آگاه کرد و رئیسجمهور چک را واداشت تا به دفاع از این معاملهگر چینی بپردازد. اگرچه دلیل بازداشت «یی» هرگز روشن نشد اما منتقدان رئیسجمهور چک ناپدید شدن «یی» را دلیلی بر این پنداشتند که این کشور اروپایی نباید آینده و ثروت خود را به چینیها گره بزند.
چینیها جسور شدهاند. جاهطلبیهای جهانی چین به این معناست که این کشور با استفاده از پول، معاملات تجاری و دیگر انگیزهها میکوشد تا قدرت خود را در خارج توسعه دهد. این چشمانداز میتواند در دنیایی که واشنگتن بهطور روزافزونی درحال بریدن از آن است و اروپا هم درگیر مشکلات خود است، جذابیت زیادی بیابد. اما پیوندهای تنگاتنگ با چین به معنای حساسیت بیشتر به یک سیستم سیاسی مبهم است که در آن تصمیمات پشت پرده گرفته میشود. محرک سرمایهگذاری میتواند سیاست باشد، نه اقتصاد و این میتواند به «فیل سفید گرانقیمت» منجر شود [ریشه واژه «فیل سفید» به سال ۱۸۵۱ بازمیگردد که شاه کشور سیام، یکی از فیلهای مقدس سپید موی را به یکی از درباریان هدیه داد. این هدیه که به ظاهر مایه سرافرازی و افتخار بود در واقعیت امر به مصیبتی برای فرد دریافتکننده هدیه تبدیل شد؛ چراکه هزینه نگهداری و مراقبت درست از فیل، فرد را خانهخراب میکرد. پروژههای فیلسفید بیش از آنکه پدیدهای اقتصادی باشند، مبنای سیاسی دارند. برخی سیاستمداران وجود دارند که از این پروژهها برای راضی نگهداشتن هواداران خویش استفاده میکنند. در ادبیات اقتصاد سیاسی، فیلسفید به آن دسته از پروژههای سرمایهگذاری گفته میشود که گران بهدست میآیند؛ ولی کممصرف و بیفایده هستند]. در جمهوری چک، ناپدید شدن ناگهانی «یی»، موجب شگفتی رهبران کشور شد. آنها نمیتوانستند بفهمند که چرا این اتفاق برای کسی رخ داده که ظاهرا پشتوانه دولت را در پس خود داشت. آنها [مقامهای چینی] او را مجبور نکرده بودند که پول خود را برای انجام معاملات سنگین در چک یا جاهای دیگر خرج کند.
به عبارت دیگر، مقامهای چین به او توصیه نکردهاند که پولهای خود را در کجا و چگونه سرمایهگذاری کند. مقامها همچنین در پاسخ به سوالاتی در مورد جرایم جنایی در آمریکا با دشواری مواجه بودند؛ جرایمی که یک همکار ارشد اقتصادی شرکت CEFC کوشیده بود فرصتهای اقتصادی خود را در آفریقا با رشوه به سرانجام برساند. رئیسجمهوری چک تیمی از مقامها را به چین فرستاد تا ارزیابی کنند که مشکلات این سرمایهدار برجسته برای جمهوری چک چه میتواند باشد. او بهزودی جواب را دریافت. پراگ در شرف تبدیل شدن به یکی از اقمار حکومت چین بود. یک شرکت دولتی وارد شده بود تا کنترل امپراتوری «یی» را بهدست بگیرد و این موجب سوءظنهایی شده بود که این شرکت که به لحاظ سیاسی هم مهم است، ممکن است پیوندهایی با مقامهای چینی داشته باشد.
جذابیت شرقی
«زمان» که در روزهای اولیه فعالیت سیاسیاش یک پوپولیست صریحاللهجه بود نسبت به چاپلوسی از روسیه و چین هشدار داده بود. او در سال ۱۹۹۶ به یک روزنامه محلی گفته بود آنها که بهدنبال پیوندهای عمیق با پکن هستند «باید آماده یک جراحی پلاستیک باشند تا لوچی چشم خود را مداوا کنند.» اما واقعیتها در اروپا در زمانی که او ریاستجمهوری را در سال ۲۰۰۳ بهدست آورد به سرعت تغییر کرد.
بحران مالی جهانی وحدت در اروپا را به محک آزمون گذاشت. پناهندگان سوری شروع به ورود کردند، احساسات بومیان را تقویت کردند و سیاستمداران محلی را علیه رهبران این بلوک میشوراندند. اروپای غربی به نظر نمیرسید که دیگر یک گزینه باشد. در آن زمان، پکن شروع به سرازیر کردن پول و سرمایه سیاسی به اروپای شرقی و مرکزی بهعنوان بخشی از تلاش گستردهاش برای افزایش قدرت در اروپا کرد. رهبران چین این منطقه را بهطور بالقوه منطقهای بارور میدیدند. درحالیکه بریتانیا، فرانسه و آلمان از سرمایهگذاریهای بیشتر پکن استقبال کردند اما همچنان موضع چین در مورد مسائل حقوق بشری و ادعای این کشور برای کنترل بر تقریبا تمام دریای چین جنوبی را زیرسوال میبردند اما اروپای شرقی و مرکزی چنین جنجالی را نداشتند.
چین که بهدنبال تاخت و تازهای بیشتر بود طرحی را شروع کرد که اصطلاحا ۱+۱۶ نامیده میشد؛ تلاش برای توسعه همکاری با چندین کشور اروپای شرقی و مرکزی. این منطقه به پاتوقی برای چین تبدیل شد تا آنچه را میتوانست به این منطقه بدهد؛ مانند دسترسی به تکنولوژی سیستم فوقالعاده سریع ریلی«شی» که بعدها اروپای شرقی و مرکزی را در طرح «یک کمربند، یک جاده» هم گنجاند؛ طرحی جاهطلبانه برای توسعه پیوندهای اقتصادی و دیپلماتیک از طریق پروژههای زیرساختی در اطراف و اکناف جهان. نفوذ چین در اروپا درحالحاضر آشکار است. یونان سال گذشته یک بیانیه اتحادیه اروپا را در سازمان ملل متحد بهدلیل انتقاد از وضعیت حقوق بشر چین بلوکه کرد. یونان و مجارستان هم تلاش کردند بیانیه سال ۲۰۱۶ اتحادیه اروپا در مورد دریای چین جنوبی را ملایمتر کنند. اما برای «زمان»، این مغازله اساسا باید از اول شروع شود. چکسلواکی سابق، چین کمونیست را در سال ۱۹۴۹ به رسمیت شناخت اما اختلاف میان مسکو- پکن آنها را از هم جدا نگه میداشت. جمهوری چک پساشوروی- که سرکوب خشونتبار ۱۹۶۸ شوروی در مورد تلاشهای اصلاحی در پراگ و استیلای بعدی کمونیستها را به یاد میآورد – انگیزهها و دلایل مشترکی با منتقدان پکن یافت. واسلاو هاول، فعال ضدکمونیست و نخستین رهبر کشور پس از سقوط دیوار برلین، دالایی لاما را برای بازدیدی دولتی از پراگ در سال ۱۹۹۰، دعوت کرد و موجب خشم چین شد. او نوشت: «ارعاب، مبارزات تبلیغاتی و سرکوب جایگزینی برای گفتوگوی منطقی نیستند.»
«زمان»، یک سیگاری و آبجوخور حرفهای که آشکارا منکر این شد که در روز تحلیفش مست بود، از این سابقه گسست. او حمایت عصرهاول از دالایی لاما و پیوند نزدیک با تایوان را نفی کرد. او در سال ۲۰۱۴ از چین دیدار کرد؛ اولین دیدار از سوی یک رهبر چک ظرف تقریبا یک دهه. یک سال بعد، او تنها رهبر اتحادیه اروپایی بود که در رژه نظامی به مناسبت هفتادمین سالگرد پایان جنگ جهانی دوم در چین حضور یافت. این موضوع به دیدار «شی» از پراگ در سال ۲۰۱۶ کمک کرد. «زمان» پیش از سفر «شی» به مقامهای چینی گفت: «این یک آغاز دوباره است» و افزود که دولت قبلی «بسیار مطیع» آمریکا و اتحادیه اروپا بود. او گفت: «حالا، ما بار دیگر یک کشور مستقل هستیم و سیاست خارجی خود را فرمولبندی میکنیم که مبتنی است بر منافع ملی خودمان و در امور داخلی دیگر کشورها دخالت نمیکنیم.» تمرکز او بر چین موجب تحسین گسترده تشکیلات سیاسی چک شد. «کاترینا کونکنا»، معاون رئیس حزب کمونیست جمهوری چک، میگوید: «اگر کسی تصور کند که در شرایط فعلی خلق یک جهان ایمن و موفق و پررونق بدون همکاری با چین ممکن است، او مدتها پیش دچار سوءبرداشت شده و قطار را از دست داده است.» دفتر رئیسجمهور چک میگفت تلاشهایش برای همکاری با چین تفاوتی با تلاشهای دیگران ندارد. «ژیری اوواچک»، سخنگوی رئیسجمهور چک میگفت: «آنهایی که چنین انتقادی را مطرح کردهاند به متحدان غربی ما که همکاری بهشدت نزدیکی با جمهوری خلق چین دارند اهانت میکنند.» با این حال، دفتر زمان به درخواستهای دیگر برای اظهارنظر پاسخی نداد.
مدعی در سایه
دیدار «زمان» از چین در سال ۲۰۱۴ برای جمهوری چک سرنوشتساز بود. در میان قراردادهای تجاری که میان دو کشور منعقد شد قرارداد همکاری میان یک شرکت اقتصادی چک و شرکت انرژیای که قرار بود تاسیس شود و نامش CEFC بود منعقد شد. این شرکت از سوی «یی» اداره میشد که در روستایی کوچک در استان جنوبی چین یعنی فوجیان متولد شده بود. او به داراییهایی دست یافت که روزگاری در کنترل یک قاچاقچی برجسته بود و ظرف چند سال این داراییها را به یک امپراتوری بزرگ مالی با ۳۰ هزار کارمند تبدیل کرد. «یی» با جت خصوصی ایرباس ۳۱۹ دو موتوره خود به سراسر جهان سفر میکرد و با رهبران دولتها، اولیگارشهای روس و ولیعهد ابوظبی دیدار میکرد. CEFC بر مبنای نگاه «شی» از یک چین قدرتمندتر استوار شده بود و این شرکت به سویی میرفت که «شی» میخواست کشورش را به آن سو ببرد. این شرکت قراردادهایی در امارات و قزاقستان میبست. با رهبران و سران کشورها در آلبانی، اسلواکی، بلغارستان، سودان و اوگاندا دیدار میکرد. سال گذشته، این شرکت پذیرفت که ۹ میلیارد دلار سهام روسنفت، غول نفتی روس را بخرد که این شرکت را در میانه روابطی دشوار و البته مهم میان مسکو و پکن قرار داد.
صعود سریع این شرکت شایعاتی را در چین دامن زد که «یی» پیوندهایی با «شی» (که روزگاری در فوجیان کار میکرد) یا دیگر رهبران چینی دارد. این شرکت تلاش چندانی برای زدودن این شایعات نمیکرد. براساس اسناد و نظرات متخصصان، «یی» بخشی از گروهی بود که با ارتش چین پیوند نزدیکی داشت. در وبسایت این شرکت، ارتش چین و حزب کمونیست در زمره هیات اجراییاش نام برده شده بود. شرکت CEFC سهامی را در فلورنتینوم خرید که یکی از بزرگترین مجتمعهای دولتی پراگ بود. این شرکت همچنین در ایرلاین ملی چک، روی دو هتل و چند ساختمان عصر رنسانس هم سرمایهگذاری کرده بود. همچنین یک کارخانه آبجوسازی هم خریداری کرد که قدمت آن به ۷۰۰ سال میرسد. این شرکت تنی چند از مقامهای نزدیک به زمان را به استخدام درآورده بود و این اتهام را از سوی منتقدان مطرح کرده بود که این شرکت همچون حلقه اتصالی است میان این شرکت چینی با رئیسجمهور. «یاروسلاو توردیک»، وزیر دفاع سابق چک، به استخدام این شرکت درآمده بود و همزمان مشاور دولت چین هم بود. مقامهای چک از نگه داشتن او بهعنوان مشاور دفاع میکردند و میگفتند بهخاطر این مقام، پولی به او داده نمیشود. استخدام مقامهای چک در این شرکت باعث شد مردم خشمگین شوند و این شرکت راهحل را در این ببیند که تیم فوتبال محلی را خریداری کند.
ارسال نظر