چالش‌های پکن پس از تحولات شام/ تبدیل گروهی از رادیکال‌ها به تهدیدی بالقوه برای اژدهای زرد

به گزارش اقتصادنیوز، سقوط ناگهانی دولت اسد در سوریه پس از پنج دهه سلطنت، بازیگران سراسر جهان را غافلگیر کرد. انتقال ناگهانی قدرت و تغییر عمده در ژئوپلیتیک خاورمیانه پیامدهایی برای بسیاری از کشورها دارد. در پرتو این شرایط، پیامدها و چشم‌اندازهای بالقوه سیاست‌های پکن را در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی می‌توان ارزیابی کرد.

در همین راستا، ژئوپلتیکال مانیتور یادداشتی نوشته و اقتصادنیوز آن را در سه بخش ترجمه کرده که بخش نخست در ادامه آمده است.

فراز و فرود یک رابطه

ترکیه سقوط اسد را فرصتی برای عادی‌سازی روابط با سوریه از طریق دولت موقت سوریه (SIG) و گروه حیات تحریرالشام (HTS) می‌داند. سقوط اسد به معنای از دست دادن یکی از متحدان مهم پوتین در خاورمیانه است که طبق گزارش‌ها منجر به برچیده شدن برخی تجهیزات نظامی و خروج پرسنل نظامی این کشور از شام شد. در این میان، از دست دادن اسد همچنین ممکن است شرایط را برای تامین مالی گروه مقاومت در لبنان دشوارتر کند. همانند ترکیه، ایالات متحده و اسرائیل شانس زیادی برای تقویت قدرت و نفوذشان در این کشور و خاورمیانه به دست آورده‌اند، آن هم در شرایطی که به ادعای ناظران تهران و مسکو به بزرگ‌ترین غایبان تحولات سوریه تبدیل شدند.

تغییر فعل و انفعال‌های منطقه و معادلات امنیتی خاورمیانه در کنار کاهش «مشارکت استراتژیک» چین، دیدگاه غالب در باب برجسته شدن نقش آفرینی غرب و متحدانش را تقویت کرده است. چین در حال حاضر تنها با شکست‌های منطقه‌ای مواجه است. با توجه به رویکرد محتاطانه و عمل‌گرایانه پکن در خاورمیانه و همچنین تعامل دیپلماتیک این کشور با طالبان در سال‌های اخیر، تأثیر منفی سقوط دولت اسد بر چین ممکن است بیش از حد بزرگ‌نمایی شود. با این حال، دلایلی وجود دارد که باور کنیم پکن فرصت‌هایی را در خاورمیانه پس از اسد از دست خواهد داد و همین مسئله پیامدهایی منفی به دنبال دارد.

سقوط اسد احتمالاً پایان یک "مشارکت استراتژیک" است که پکن در ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۳ ایجاد کرد. شی جین پینگ و بشار اسد، رئیس جمهوری پیشین سوریه کمی بیش از یک سال پیش طی نشستی در هانگژو مشارکت استراتژیک میان خود را تعریف کردند. با این حال، در طول تاریخ طولانی روابط بین دو کشور انعقاد این توافق تنها پیشرفتی بود که میان چین و شام حاصل شد.

سوریه به همراه مصر، یمن، عراق، مراکش و سودان از جمله اولین کشورهای عربی بودند که روابط دیپلماتیک با جمهوری خلق چین را به رسمیت شناخته و برقرار کردند. سوریه یکی از حامیان اولیه قطعنامه برای ایجاد مجدد کرسی قانونی جمهوری خلق چین در سازمان ملل بود. دولت ناسیونالیست سوریه چین را در سال ۱۹۴۶ به رسمیت شناخت و روابط دیپلماتیک میان طرفین در اول اوت ۱۹۵۶ برقرار شد؛ همان سالی که خروشچف برنامه استالین زدایی خود در اتحاد جماهیر شوروی و "پاکسازی بزرگ" شوروی را کلید زد و همان زمان روابط چین و شوروی درگیر تنش‌هایی جدی شد. به طور کلی، پویایی در حال تغییر دوران جنگ سرد روابط چین با خاورمیانه را هم تحت تاثیر قرار داد، اما پکن هیچ هدفی واقعی برای دخالت در سیاست منطقه نداشت.

پیامد سقوط اسد برای چین

چین در دوره ریاست مائو با منطقه تحت چتر «جهان سومی» تعامل داشت. روابط با دیگر بازیگران مهم منطقه‌ای - فلسطین، اسرائیل، ترکیه و کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس «کمپ غربی» - سال‌ها بعد و طی دهه‌ها توسعه یافت. از همین رو، مهم است که بدانیم دخالت فعلی چین در خاورمیانه برخی از اهداف، انگیزه‌ها و اقدامات مشابه در دوران جنگ سرد را منعکس می‌کند، اما موقعیت این کشور در منطقه به طور اساسی تغییر کرده است.

روابط امروزی پکن با منطقه شامل چهار جنبه است؛ امنیت داخلی-منطقه‌ای، فرهنگ، اقتصاد، و سیاست-دیپلماسی. چین روابط خود را با سوریه از طریق سرمایه‌گذاری‌های مالی دوجانبه و سازمان ملل متحد، کمک‌ها و کانال‌های دیپلماتیک توسعه داد، اما هرگز به اندازه ایالات متحده، روسیه و ایران در سوریه مشارکت نداشت. از این نظر، ضرر چین از خروج اسد محدود، عمدتاً نمادین است و بر سر نگرانی‌های سیاسی، اقتصادی (مالی و بازار، انرژی و منابع)، و نگرانی‌های امنیتی و تهدیدات محلی دور یا غیرمستقیم متمرکز خواهد شد. چین در تمامی این سال‌ها تلاش داشته تا تصویر قدرتی با توان زیربنایی بالا را برای کشورهای خاورمیانه و خلیج فارس ترسیم کند.

حال با توجه به بی‌ثباتی کنونی سوریه، پویایی روی زمین و بی‌میلی تاریخی چین برای درگیر شدن در درگیری‌ها، این احتمال وجود دارد که پکن محتاط بماند و گام‌های بعدی دیگر بازیگران منطقه‌ای و خارجی را از نزدیک رصد کند. با این همه،‌ نگرانی‌های اقتصادی و امنیتی این کشور چه در حال و چه آینده، در چارچوب سیاسی گسترده‌تری در نظر گرفته می‌شوند.

توسعه اقتصاد چین هدف اصلی این کشور است زیرا نفوذ سیاسی و دیپلماتیک و قدرت نظامی‌اش را افزایش می‌دهد که به نوبه خود شهرت پکن را به عنوان یک قدرت بزرگ برجسته خواهد کرد. در این صورت، چین به دنبال استراتژی‌هایی برای تقویت روابط خود با بازارهای کلیدی منطقه‌ای خواهد بود. برای اینکه چین نیازهای اساسی خود را برآورده کند و به جاه‌طلبی‌های جهانی خود مانند تبدیل شدن به یک قدرت بزرگ دست یابد، نفت مهم‌ترین کالا است.

 

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.