۱۰پیشنهاد به ترامپ برای دستیابی به توافق جامع

حملات ایالاتمتحده به حوثیها همراه با تهدیدها علیه ایران، موجب عدماطمینان تهران نسبت به تعهد ترامپ به دیپلماسی شده است. با این حال، پاسخ رسمی ایران هنوز مشخص نیست. اینکه آیا رهبر انقلاب مذاکره را به طور کلی رد خواهند کرد یا تحت شرایط خاصی آن را میپذیرند؟ در هرصورت پاسخ تهران نهتنها بر سرنوشت موضوع هستهای تاثیر میگذارد، بلکه میتواند آینده روابط ایران و ایالاتمتحده و ثبات منطقه را تحتتاثیر قرار دهد. ترامپ با پیشنهاد یک بسته اقتصادی چند میلیارد دلاری برای همکاری با ایران میتواند روند کاهش تنشها و حل اختلافات را تسهیل کند.
شرایط برای مذاکره
اخیرا فرستاده ترامپ به خاورمیانه، استیو ویتکاف، تفسیری مثبت و سازنده از نامه ترامپ ارائه داد. وی در مصاحبهای با تاکر کارلسون، مجری تلویزیون گفت که ترامپ برای فرصتی بهمنظور «پاک کردن همهچیز» با ایران آمادگی دارد و میخواهد با آنها اعتمادسازی کند. به گفته وی، ترامپ در نامهاش نوشته بود: «من یک رئیسجمهور صلحطلب هستم. این چیزی است که میخواهم. هیچ دلیلی برای اینکه ما این کار را نظامی انجام دهیم وجود ندارد. باید گفتوگو کنیم.» با نزدیک به دو دهه تجربه در وزارت خارجه و شورای امنیت ملی ایران، بهویژه در حوزه روابط با غرب، و ۱۵سال تحقیق دانشگاهی در دانشگاه پرینستون، معتقدم ترامپ میتواند با رعایت پنج اصل کلیدی ذیل، در دیپلماسی با ایران موفق و با شکستن بنبست ۴۰ساله بین واشنگتن و تهران، به چند دهه خصومت متقابل دو کشور خاتمه دهد.
اول: احترام متقابل
ایرانیان، با تاریخ و تمدنی به قدمت ۷۰۰۰سال، ملتی پرافتخار و مغرور هستند. تهدیدها، توهینها یا اجبار آنها را به پای میز مذاکره نمیآورد. شخصیت آیتالله خامنهای کاملا با شخصیت ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین متفاوت است.
دوم: همخوانی حرف با عمل
در جریان مبارزات انتخاباتی۲۰۲۴ و پس از آن، ترامپ اظهارات مثبت و سازندهای درباره دیپلماسی با ایران و مخالفت با جنگهای خاورمیانه داشت. اما اولین اقدام عملی او در کاخ سفید امضای دستور سیاست فشار حداکثری و تشدید خصومتها با ایران بود. تصمیمگیری ایران بر اساس اقدامات ملموس واشنگتن است، نه سخنان.
سوم: دامنه مذاکرات
ترامپ ادعا کرده است که تنها دغدغه او، جلوگیری از بمب هستهای ایران است. اما یادداشتی که ۴ فوریه در مورد ایران امضا کرد، او فراتر از مسائل هستهای به مسائل منطقهای، قابلیتهای دفاعی، حقوق بشر و تروریسم اشاره داشت. مذاکرات جامع باید بهصورت «مرحله به مرحله» طراحی شود.
چهارم: توافق متوازن
اگر واشنگتن به دنبال توافقی باشد که بهطور منصفانه و متوازن به منافع هر دو ملت خدمت کند، احتمال پذیرش آن در تهران بسیار بیشتر خواهد بود.
پنجم: پایداری توافق
پس از ۱۲سال مذاکره، ایران توافق هستهای۲۰۱۵ را امضا و بهطور کامل اجرا کرد. با وجودی که این توافق طی قطعنامه۲۲۳۱ به تصویب شورای امنیت سازمان ملل نیز رسید، اما ترامپ در سال۲۰۱۸ از آن خارج شد. بنابراین یک نگرانی جدی باقی میماند و آن اینکه حتی اگر توافق جدیدی حاصل شود، چه تضمینی وجود دارد که رئیسجمهور بعدی ایالات متحده آن را دوباره کنار نگذارد؟
نقشه راه واقعبینانه
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران گفت که ایران تحت شرایط فشار حداکثری نمیتواند مستقیما با ایالات متحده مذاکره داشته باشد. با این حال، ترامپ پتانسیل آن را دارد که از طریق مذاکرات مستقیم، توافقی تاریخی با تهران بهدست آورد، بهشرط آنکه این مذاکرات بر اصول روشنی استوار باشد. این امر نیازمند یک نقشه راه واقعی با پنج محور کلیدی ذیل است.
اول: طرفین باید دو لیست تهیه کنند:
1. لیست اول شامل مسائل مورد اختلاف با تعیین اولویت موضوعات.
2. لیست دوم شامل فهرستی از موضوعات منافع مشترک.
درحالیکه یک دستور کار جامع ضروری است، اقدامات اعتمادسازی باید از طریق یک «طرح مرحله به مرحله» اجرا شوند. مذاکرات باید با اولین موضوع مورد اختلاف - مساله هستهای - آغاز شود، اما همزمان هر دو کشور همکاری درزمینه اولین موضوع منافع مشترک را آغاز کنند.
یکی از دلایل اصلی شکستهای دیپلماتیک گذشته این است که هر دو طرف تنها بر موضوعات مورد اختلاف تمرکز کرده و به جای ایجاد زمینه همکاری، به تبادل «سرزنش» پرداختهاند. همکاری عملی در زمینههای منافع مشترک یکی از موثرترین راهها برای ایجاد اعتماد است.
دوم: اختلافات باید بر اساس اصول بینالمللی، مقررات و منشور سازمان ملل که هر دو به آن متعهد هستند، حلوفصل شود. توافق هستهای تحت عنوان برجام درسال۲۰۱۵ حاصل شد؛ چون ایالات متحده معاهده عدمتکثیر هستهای
(NPT) را بهعنوان مبنای مذاکرات پذیرفت. اگر واشنگتن به این اصل پایبند باشد، ایران برای همکاری حداکثری در زمینه شفافیت و بازرسیها برای اطمینان از عدمانحراف برنامه هستهایاش به سمت توسعه سلاحهای هستهای آمادگی نشان خواهد داد؛ زیرا ایران بهدنبال بمب هستهای نیست. در دستور کار قراردادن این دو عنصر یعنی «اختلافات متقابل» و «منافع مشترک» احتمال موفقیت مذاکرات را افزایش میدهد؛ زیرا هر دو طرف مطمئن خواهند شد که اختلافات عمده مورد نظرطرفین بهطور تدریجی و سیستماتیک گفتوگو خواهند شد.
سوم: ترامپ بهخاطر تصمیمات غیرمتعارفش شناخته میشود. او میتواند یک بسته اقتصادی ۴میلیارد دلاری برای همکاری با ایران در دوره چهار ساله خود پیشنهاد کند. گشایشهای اقتصادی عمده بین دو کشور میتواند تنشها را کاهش دهد و حل اختلافات گستردهتری از جمله اختلافات منطقهای را تسهیل کند. چنین پیشنهادی از یک طرف با تمایل ترامپ به «توافقات اقتصادی بزرگ» همخوانی دارد و از طرف دیگر به تهران در مورد «لغو موثرتحریمها» اطمینان میدهد.
چهارم: تقویت روابط مردم به مردم در موضوعاتی همچون امور ورزشی، علمی، دانشگاهی، هنری، فرهنگی و تبادل کنسولی بهطور قابلتوجهی میتواند به تلاشهای دیپلماتیک کمک کند و خصومتها را کاهش دهد.
پنجم: عنصر کلیدی دیگر اینکه برای حلوفصل منازعات منطقهای سه اصل مورد توجه باشد:
الف) احترام به منافع مشروع یکدیگر،
ب) مهار درگیریهای امنیتی-نظامی بین ایران و اسرائیل و
ج) ایجاد یک سیستم امنیتی همکاریآمیز میان هشت کشور حوزه خلیج فارس.
چنین مکانیزمی میتواند راه را برای خروج تدریجی نیروهای ایالات متحده از خاورمیانه هموار کند، هزینهها را برای مالیاتدهندگان آمریکایی کاهش دهد و صرفهجوییهای قابلتوجهی در دولت ایجاد کند. با پیروی از این نقشه راه، رئیسجمهور ترامپ فرصت نادری دارد تا توافقی پایدار و تحولآفرین با ایران بهدست آورد؛ توافقی که میتواند دینامیکهای منطقهای را تغییر دهد و سیاست خارجی ایالات متحده در خاورمیانه را بازتعریف کند./ منبع: میدل ایستآی
* دیپلمات سابق