با سرمایه‌گذاری هدفمند، زندگی خود را معنادارتر کنید

 نقش‌‌‌ها و اهدافی را دنبال کنید که برایتان معنادار هستند

ما اغلب خود را درگیر نقش‌‌‌هایی می‌‌‌کنیم که بر اساس تصورات دیگران از موفقیت یا خوشبختی تعریف شده‌‌‌اند، نه آنچه واقعا برای خودمان ارزشمند است. در تحقیقات ما، کسانی که زندگی روزمره هدفمندی برای خود ساخته بودند، این کار را با تعیین نقش‌‌‌هایی که واقعا برایشان مهم بود انجام داده بودند. بعد هم تعاملاتشان را به گونه‌‌‌ای شکل داده بودند که از آن نقش‌‌‌ها حمایت کند و آگاهانه خود را از شرایطی که برایشان خرده استرس‌‌‌ساز بود یا با تصویرشان از خود همخوانی نداشت، کنار کشیده بودند.

«اِولین»، دوند‌‌‌ه‌‌‌ای که یک عمر خود را با معیارهای اجتماع از یک ورزشکار تراز‌‌‌ اول هماهنگ کرده بود، جایی متوجه شد که از تلاش شبانه‌‌‌روزی برای شکستن رکورد دیگران لذت نمی‌‌‌برد. او عاشق دویدن تیمی بود. با این آگاهی، تصمیم گرفت به جای تمرینات انفرادی و رقابت دائمی برای زدن رکورد بهتر، با دخترش و دو تا از دوستان دخترش بدود. هیچ‌‌‌کدام از آنها همپای او نبودند، اما اولین سرعت و مسافت خود را با آنها تنظیم کرد. به این ترتیب گروه چهار‌نفره آنها، به یک گروه زنانه برای دویدن تبدیل شد. این همان جادویی است که ما در تمام مصاحبه‌‌‌هایمان با ۱۰ درصدی‌‌‌ها مشاهده کردیم. آنها یاد گرفته بودند که چگونه با تغییرات جزئی در فعالیت‌‌‌هایی که قبلا انجام می‌‌‌دادند، زندگی خود را در کنار دیگران غنی‌‌‌تر کنند.

 پیشنهاد ۱۰ درصدی‌‌‌ها:

به دنبال الگوهای مثبت و منفی باشید. به افرادی که تحسینشان می‌‌‌کنید و احساس می‌‌‌کنید در سطح بالاتری هستند، فکر کنید. سعی کنید بفهمید آنها چگونه هدف را در زندگی روزمره خود ادغام کرده‌‌‌اند. به افرادی هم که نمی‌‌‌خواهید شبیهشان شوید فکر کنید. ببینید آنها چه اشتباهاتی را مرتکب می‌‌‌شوند که شما باید از آنها اجتناب کنید.

خودتان را به یاد بیاورید. گاهی باید به گذشته رجوع کنید تا یادتان بیاید چه اولویت‌‌‌هایی داشتید و چه نقش‌‌‌هایی برایتان ارزشمند بودند. از شور و اشتیاق گذشته برای پیوستن به گروه‌‌‌های تازه استفاده کنید. شما می‌توانید همان آدم گذشته باشید، حتی در میان آدم‌‌‌های جدید.

 هدف را در لحظات کوتاه و گذرا پیدا کنید

اغلب ما لحظات کوتاهی را که می‌توانند به زندگی‌‌‌مان هدف ببخشند، به دو دلیل نادیده می‌‌‌گیریم؛ یا تصور می‌‌‌کنیم هدف فقط با اقدامات بزرگ و چشم‌گیر به دست می‌‌‌آید، یا فکر می‌‌‌کنیم می‌توانیم پیدا کردن هدف را به زمان دیگری موکول کنیم که سرمان خلوت‌‌‌تر شده باشد که البته هرگز این اتفاق نمی‌‌‌افتد. تحقیقات نشان می‌دهد نیروهای شادتر از لحظات کوتاه و گذرای زندگی استفاده می‌کنند و این کار را هم به شیوه‌‌‌های ساده‌‌‌ای انجام می‌دهند؛ مثل گسترش روابط از طریق پرسیدن سوالات غیرکاری و کشف علایق و دیدگاه‌‌‌های مشترک، کنار گذاشتن عجله و کمی مکث برای گفت‌‌‌وگوی کوتاه با یک همکار یا همسایه، و نشان دادن آسیب‌‌‌‌‌‌پذیری که باعث راحتی و صمیمیت بیشتر می‌شود.

 پیشنهاد ۱۰ درصدی‌‌‌ها:

جلوی زندگی بیش از حد منظم و ساختاریافته بایستید. با افزایش فشار کار و مسوولیت‌‌‌های خانوادگی ممکن است وارد چرخه‌‌‌ای شده باشید که به قدری منظم است که جایی برای روابط خارج از کار باقی نمی‌‌‌گذارد. معمولا اولین روابطی که در شرایط پرتنش کنار گذاشته می‌‌‌شوند، همین‌‌‌ها هستند. باید آگاهانه جلوی این اتفاق را بگیرید.

در لحظات گذرای عمر حاضر باشید. خیلی از اتفاقات مهم زندگی از لحظات کوتاهی سرچشمه می‌‌‌گیرند که اگر حواسمان نباشد، به‌‌‌راحتی از دست می‌‌‌روند. تا جایی که می‌توانید در لحظه حضور داشته باشید و از تاثیر این لحظات بر خود و دیگران آگاه شوید.

 با همکاران هم‌‌‌آفرینی داشته باشید

اگر تا به حال عضوی از تیمی بوده باشید که در آن حمایت و ارتباط واقعی وجود داشته باشد و با الهام گرفتن از ایده‌‌‌های همدیگر چیز جدیدی خلق کرده باشید، می‌‌‌دانید که این تجربه می‌تواند به‌‌‌شدت انرژی‌‌‌بخش و هدفمند باشد. در چنین شرایطی، خود پروژه اهمیتی ندارد، حس هدفمندی از نحوه‌‌‌ همکاری شما به وجود می‌‌‌آید. این فرآیند را هم‌‌‌آفرینی یا خلق مشترک می‌‌‌نامند که شامل یک جور هماهنگی عمیق است که از اعتماد و تعهد و ارتباطات حقیقی نشات گرفته است. در عین حال می‌تواند دینامیک «پشتیبانی و توسعه» را هم در بر بگیرد؛ یعنی افراد با ساختن از روی ایده‌‌‌های یکدیگر، به سطوحی از نوآوری دست پیدا می‌کنند که هیچ فردی به‌‌‌تنهایی قادر به رسیدن به آن نیست. نتیجه اینکه هم‌‌‌آفرینی هم به ما ارزش می‌‌‌بخشد (از طریق روابط عمیقی که در این فرآیند شکل می‌گیرد) و هم به دیگران (به واسطه ایده‌‌‌های قوی‌‌‌تری که در قالب یک تیم توسعه می‌‌‌دهیم). لحظات کوتاه اما پراهمیتی که طی کار گروهی تجربه می‌‌‌کنیم، یک ضد حمله به سیل خرده استرس‌‌‌هایی است که روزهایمان را پر کرده‌‌‌اند.

پیشنهاد ۱۰ درصدی‌‌‌ها:

فرصت‌‌‌هایی برای خروج از مسیر پیدا کنید. افرادی که تجربه هم‌‌‌آفرینی دارند، اغلب در مواجهه با راه‌‌‌حل‌‌‌هایی غیرمنتظره ذهنیت باز‌‌‌تری دارند، چون اول روی چرایی و فرآیند همکاری تمرکز می‌کنند، نه فقط تاکتیک‌‌‌های اجرا مثل چگونه و چه زمانی. اشکالی ندارد گاهی از مسیر خارج شوید تا با هم‌‌‌تیمی‌‌‌هایتان ارتباط بگیرید. این‌‌‌ کار روابط را عمیق‌‌‌تر می‌کند و شوخی و تفریح و حس اعتمادی که در این تعاملات ایجاد می‌شود، پایه قدرتمندی برای هم‌‌‌آفرینی می‌‌‌سازد.

نحوه تعامل با همکارانتان را تغییر دهید. به دنبال فرصت‌‌‌هایی باشید که بتوانید با همکارانتان روی پروژه‌‌‌هایی کار کنید که به شما حس هدفمندی می‌دهد. این فرصت‌‌‌ها می‌توانند شامل لحظات کوتاه منتورینگ و راهنمایی، همکاری با افرادی که فرصت رشد را در اختیارتان قرار می‌دهند یا داوطلب شدن برای سازماندهی فعالیت‌‌‌های اجتماعی در محیط کار باشند. چنین تعاملاتی حس هدفمندی و معنا را به محیط کار شما می‌‌‌آورند.

در فرصت‌‌‌های غیرمنتظره رشد، هدف پیدا کنید. در اوج موفقیت به دنبال فرصت‌‌‌های کاری ارزشمند و مسیرهای شغلی جایگزین باشید. ۱۰ ‌‌‌درصدی‌‌‌های تحقیقات ما زمانی که اوضاع خوب است آماده تغییر شغل هستند، نه در شرایط بد و بحرانی. چون در اوج موفقیت، توان موقعیت فعلی‌‌‌شان باعث می‌شود گزینه بهتری را پیدا کنند که همخوانی بیشتری با اهدافشان دارد.

 به واسطه ارزش‌‌‌های مشترک ارتباط برقرار کنید

احساس هدفمندی بسیاری از افرادی که با آنها مصاحبه کردیم، به توانایی‌‌‌شان در انجام کار درست بستگی داشت. نه به این دلیل که مجبور بودند برخلاف جریان فشارها حرکت کنند، بلکه به این دلیل که بخشی از یک جمع با آرمان‌‌‌های مشترک بودند. عمل به ارزش‌‌‌های مشترک در کنار دوستان، خانواده یا همکاران می‌تواند منبع قدرتمندی از هدف در زندگی باشد. ۱۰درصدی‌‌‌ها همیشه راهی برای ارتباط از طریق ارزش‌‌‌های مشترک پیدا می‌کنند، حتی زمانی که آن ارتباط در نگاه اول بعید به نظر برسد. یکی از درس‌‌‌هایی که از ۱۰ درصدی‌‌‌ها آموختیم این بود که پیدا کردن هدف در ارزش‌‌‌های مشترک همیشه هم کار آسانی نیست، چون همیشه نمی‌توان شرکتی را پیدا کرد که هدفش کاملا با باورهای ما همسو باشد. اما همچنان می‌توان در لحظاتی کوتاه راه‌‌‌هایی برای ایجاد ارتباط با دیگران پیدا کرد. اگر مربی‌‌‌گری نیروهای جوان‌‌‌تر برای شما ارزشمند است، می‌توانید با همکاران هم‌‌‌فکرتان تیمی برای راهنمایی آنها تشکیل دهید. اگر خلاقیت در کار یا استفاده از تکنولوژی برای حل مشکلات برایتان مهم است، می‌توانید هم‌‌‌فکرانتان را پیدا کنید و جلساتی ترتیب دهید که این نیاز را برآورده کند. چنین تعاملاتی مسیرهایی را می‌‌‌سازند که کار را برای شما معنادارتر می‌کند.

پیشنهاد ۱۰ درصدی‌‌‌ها:

فعالیت‌‌‌ها و روابطی را در اولویت قرار دهید که هدفمندی در پی دارد. صرف‌‌‌نظر از اینکه هدفتان چقدر شفاف است، باید برای پایبند ماندن به آن راهکارهایی داشته باشید، مخصوصا وقتی زندگی شما را در جهات مختلف می‌‌‌کشد. زمانتان را به دقت مدیریت کنید و مرتب از تقویمتان استفاده کنید تا به فعالیت‌‌‌هایی که فراتر از کار برایتان هدفمند هستند، زمان اختصاص دهید. داشتن روال مشخص و عادت‌‌‌سازی به تثبیت این تعاملات هدفمند در زندگی کمک می‌کند.

با انتخاب‌‌‌هایتان مسیر را مشخص کنید. پیشنهادها و فرصت‌‌‌هایی را که شما را از هدفتان دور می‌کنند رد کنید، حتی اگر در ظاهر بسیار جذاب به نظر برسند. به تیم‌‌‌هایی که ارزش‌‌‌هایشان با شما یکی نیست نه بگویید.

۱۰ درصدی‌‌‌ها با سرمایه‌گذاری هدفمند در این حوزه‌‌‌ها، زندگی خود را غنی‌‌‌تر، معنادارتر و رضایت‌‌‌بخش‌‌‌تر می‌کنند.

منبع: کتاب The Microstress Effect