وفاق چیست؟

به این ترتیب اروپا با برنامهریزی صحیح در مسیر «گذار انرژی» گام برمیدارد. متوسط قیمت برق در کشورهای اروپایی نسبت به سال ۲۰۲۲ کاهش یافته و پیشبینی میشود با افزایش سهم انرژی تجدیدپذیر در سالهای پیش رو شاهد کاهش بیشتر قیمت باشیم.
حال سری به وضعیت انرژی بهویژه برق در کشور خودمان میزنیم. در دو دههای که اروپا با عقلگرایی در حال اجرای برنامه گذار انرژی بوده، ما هشدار کارشناسان مبنی بر بحران انرژی پیش رو را نادیده گرفته و بهدنبال آفرینش تفاسیر جدیدی از واژههای قدیمی همچون «ناترازی» و «مدیریت مصرف» رفتهایم. کمبود گاز و آب و در نتیجه برق چیز جدیدی نیست. طی دو دهه فریادهای مداوم کارشناسان مبنی بر کمبود همزمان در همه حاملهای انرژی نتوانست مسوولان را از خواب غفلت بیدار کند و شد آنچه نباید میشد.
قبل از اینکه بهدنبال افزایش تولید برق برویم باید ببینیم در مقام مقایسه با برق مصرفی چه میکنیم. ایران با ۳۸۹میلیارد کیلووات ساعت مصرف برق در سال و تولید ناخالص داخلی حدود ۴۰۰ میلیارد دلار رتبه ۱۱ جهان را در تولید و مصرف برق داراست. در حالی که آلمان با مصرف ۵۱۳میلیارد کیلووات ساعت در سال ۲۰۲۳ موفق شده است به تولید ناخالص داخلی ۴.۴ تریلیون دلار، بریتانیا با مصرف ۳۲۶میلیارد کیلووات ساعت و ۳.۳ تریلیون دلار و فرانسه با ۵۱۹ میلیارد کیلووات ساعت و ۳ تریلیون دلاری دست یابند. به این ترتیب به وضوح مشاهده میشود که مشکل ما نه تولید بلکه مصرف است. شگفتا که برنامهریزان و سیاستگذاران انرژی کشور هنوز نخواستند و نمیخواهند به این واقعیت برسند که مشکل اصلی ما عدماستفاده صحیح از انرژی از جمله برق یعنی بالا بودن شدت مصرف انرژی است.
علتالعلل بحران انرژی که ملت با آن دست به گریبان بوده و در چند سال پیش رو حادتر هم خواهد شد ناکارآمدی در حکمرانی انرژی است. افسوس که هنوز هم مسوولان کشور در حوزه انرژیبر ادامه حرکت در مسیر اشتباه اصرار ورزیده و این چنین بیمحابا آینده کشور را به مخاطره میاندازند. در شرایطی صحبت از رشد اقتصادی ۸درصد در سال میکنیم که صنایع هفتهای دو روز به تعطیلی کشانده شده و به دلیل عدمتوسعه شبکه برق امکان تامین انرژی الکتریکی موردنیاز برای توسعه صنایع موجود و ایجاد واحدهای جدید حتی در شهرکهای صنعتی وجود ندارد.
در این وانفسا، به نظر میرسد برنامهریزان حوزه برق کشور گویی نفاق را بر وفاق ترجیح داده و به جای بازنگری بنیادین در مدل توسعه شبکه برق کشور به دادن وعدههای توخالی بسنده میکنند. نفاق آن است که به مردم نگوییم عمر یکپنجم نیروگاههای کشور به بیش از ۳۰ سال رسیده و وضعیت نیروگاههای برق کشور بسیار شکننده است. نگوییم برخی نیروگاهها که باید پس از ۵۰هزار ساعت کار متوقف و تعمیر اساسی شوند هنوز پس از ۲۰۰هزار ساعت کار تعمیر نشدهاند. نگوییم که در شرایط فعلی هزینه تولید هر کیلووات ساعت برق با احتساب هزینه سوخت، سرمایهگذاری و تولید حدود ۲۰۰هزار ریال و متوسط قیمت فروش آن تنها ۴هزار ریال است. اصرار بر ادامه حرکت در مسیر ناکجاآباد ناشی از فقدان صراحت و شهامت مدیران برق کشور است.
اما متاسفانه کسی را گوش شنوا نیست و خدا میداند عاقبت کار به کجا خواهد کشید. پس از دو دهه بیتوجهی به واقعیاتگذار انرژی در جهان، به یک باره وزارت نیرو راهحل همه مشکلات را در خورشید یافته و به دادن وعدههای پیاپی بسنده میکند. چگونه میتوان در شرایطی که طی ۲۰ سال فعالیت دولتی سهم انرژی تجدیدپذیر کمتر از یکدرصد است همه بار کسری برق در اوج مصرف سال آینده یعنی تنها سه ماه دیگر را بر دوش انرژی خورشیدی گذاشت؟ اما عمق فاجعه آنجاست که علتالعلل مشکلات برق کشور یعنی دولتی بودن را بهعنوان برگ برنده ارزیابی کرده و به جای محول کردن کار به بخش خصوصی و رفتن به دنبال سیاستگذاری، خود به دنبال خرید تجهیزات نیروگاه خورشیدی از چین و به دست گرفتن اقدامات اجرایی میرویم. وارونه کردن قوانین مسلم اقتصادی و اعلام اینکه افزایش ظرفیت تولید انرژی خورشیدی توسط دولت موجب کاهش هزینه و زمان اجرا و افزایش کیفیت خواهد شد، بیتوجهی کامل به نظرات کارشناسی است آن هم در دولت وفاق که قرار بود مبنای تصمیمات نظر کارشناسی باشد.
البته چه جای تعجب! در پی افزایش اخیر قیمت، وزیر کشاورزی اعلام کرد که برای کنترل قیمت سیبزمینی از سران قوا مجوز گرفته شده است! کاش مسوولان کشور میدانستند که سابقه کنترل قیمت از سوی دولت به قرن سوم میلادی برمیگردد و اولین بار توسط امپراتور روم مورد استفاده قرار گرفت. در قرن چهاردهم پادشاه هندوستان، در قرون ۱۶ و ۱۷ در اسپانیا و در دوران انقلاب فرانسه، در جنگ جهانی اول توسط ایالات متحده و در جنگ جهانی دوم از سوی دولت آمریکا و آلمان نازی مورد استفاده قرار گرفته و اقتصاددانان جهان به این واقعیت پی بردند که سیاست کنترل قیمت در درازمدت سیاستی شکست خورده بوده و تنها در شرایط خاص و برای دورانی کوتاه میتوان به آن امید بست. به این ترتیب مجوز سران قوا برای ادامه کنترل قیمت برق هم راه به جایی نخواهد برد. مخلص کلام اینکه مشکل کمبود انرژی در بیتوجهی به نظرات کارشناسی و بحران اصلی بحران مدیریت است و تا وقتی نخواهیم چشمهایمان را بشوییم و جور دیگر ببینیم اقتصاد ملی به روند نزولی خود ادامه خواهد داد. ملت هم هر روز فقیر و فقیرتر شده، بهدلیل قطعی برق و تعطیلی صنایع، در سایه نشسته و با درد دلی غمانگیز با سایه زیر لب زمزمه میکند:
نشستهام در انتظار این غبار بیسوار
دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمیزند
* استاد دانشگاه صنعتی شریف