رونمایی از کتاب  داماهی در اصفهان

وی ادامه داد :جهان داستانی جنوب بسیار غنی است و مخاطب با خواندن "داماهی" آشنایی بهتری با جنوب و داستان‌ها و روایت‌های آن پیدا می‌کند.

در ادامه این نشست مهدی افروز منش نویسنده "داماهی"  گفت:کتاب‌هایی که شما از نویسنده‌های جنوبی ازجمله احمد محمود  کتاب‌های موردعلاقه من نیز هستند.جنوب ایران پتانسیل‌های زیادی برای نوشتن دارد. از تاریخ از اسطوره‌هایش از ضرب‌المثل‌های آن گرفته، همه پتانسیل دارند. اما چیزی که تا امروز مغفول مانده بود این بود که اساسا آدم‌هایی که از جنوب روایت کرده بودند جنوبی بودند اما من در ذهنم بود که یک انسان غیر جنوبی چگونه از جنوب می‌نویسد و آن را روایت می‌کند.

این روزنامه‌نگار و نویسنده ادامه داد:از اصطلاح "داماهی" تا امروز کمتر گفته‌شده بود یا واژه‌هایی مثل "زار" و "بوسلمه". جالب است این واژه‌ها برای من خرافات نیست وزندگی واقعی مردم جنوب است. "داماهی" را خود جنوبی‌ها می‌گویند نهنگی افسانه‌ای است که از دوره خشایارشاِ و جنگ با پرتغالی‌ها هم وجود دارد اما ترکیب دا و ماهی ترکیبی پهلوی است. دا درواقع خدا است. دا پروردگار است و  داماهی خدای دریا معنی می‌دهد. دراین‌باره روایت‌های هزار پاره است؛ عده‌ای می‌گویند قصه دو عاشق جوان است که به شکم ماهی فرار می‌کنند. صیادها می‌گویند "بوسلمه" اگر بخواهد به تو ضربه بزند داماهی به کمک تو می‌آید.

این نویسنده ادامه داد:"داماهی" را جنوبی‌ها نگهبان دریا می‌دانند و من در رمان از آن‌ها استفاده زیادی کردم. من جنوبی نبودم و با قصه‌ای معیار سعی کردم این بار افسانه‌ای محلی را طوری بنویسم که افسانه ما نیز جهانی بشود.

نویسنده "سالتو" ادامه داد:ما افسانه‌های زیادی در ایران داریم که قابل‌استفاده در قصه‌های امروزی هستند.

درباره "داماهی" می‌گویند آدم‌های مختلف را از جاهای مختلف مثل صیادی مثل یک تقدیر به هم متصل می‌کند. من داماهی را نوشتم و به‌واسطه آن به آدم‌ها و شهرها متصل شدم. اصفهان رفتم، قشم و ساری رفتم.من چند رمان دیگر هم نوشتم اما هیچ‌کدام این‌طوری نشد که با آن به شهرهای دیگر و آدم‌های دیگر وصل شوم. الان شمالی‌ها به من می‌گفتند ما هم داماهی داریم، گرگان داماهی را در جنگل دارند.ویژگی مهم داماهی روزی دهنده است و اینکه در شکمش باران می‌آید خیلی جالب است. برای آن آواز دارند و اعتقاددارند وقتی میر مهنا از پس پرتغالی‌ها برنیامد "داماهی" به دیدارش رفت تا آن‌ها را شکست داد.

این نویسنده افزود:"داماهی" ازنظر من خرافه نیست. ازآنجاکه ماهی‌ای از خانواده کوسه‌ها به نام کرکوسه یا کولی کر داریم که چون کر است  و صیادها به آن نزدیک می‌شوند آن را شکار می‌کنند و جگر آن را به لنچ ها می‌زدند و معتقد بودند که بودن این جگر به لنچ ابهت می‌دهد و مصرف دارویی دارد. فیلمی به اسم شکار کولی کر هم داریم که در دهه پنجاه ساخته‌شده است.داماهی یک‌جورهایی این کولی کر هم هست.و شاید با همه این‌ها باید بتوان گفت داماهی خرافه نیست و خود من هم اعتقاددارم داماهی برای جنوبی‌ها واقعی است و کاربرد دارد.

وی خاطرنشان کرد:اعتقاد به تقدیر فقط مختص "داماهی" نیست و در ادبیات ایران، پیشینه‌ای به قدمت شاهنامه هم دارد.این تقدیر برای من مرتب تکرار می‌شد. پیشینه مطالعاتی از تقدیر داشتم اما باز متن اولیه‌ای که نوشتم را بازنویسی کردم و تقدیر را برجسته‌تر کردم. در "سالتو" و "پشت خط" هم رگه‌هایی از تقدیر هست. من زمانی که کتاب را جلو بردم احمد محمود و چوبک و ساعدی و کتاب‌های محلی را مدنظر داشتم. ادبیات دهه هشتاد خیلی مربوط به طبقه متوسط وفضای کافه و دانشگاه شده بود من سعی کردم طبقه پایین‌تر را هم بنویسم و جنوب شهر را هم روایت کردم. بعد از سه رمان گفتن و روایت از جنوب شهر دیدم حرف تازه‌ای ندارم و باید خط روایت را عوض کنم. سعی کردم تاریخ و افسانه را امروزی روایت کنم تا خوانده شود.

این نویسنده در ادامه این رونمایی کتاب گفت:اعتقاددارم نویسنده باید قصه را از گذشته بگیرد و امروزی روایت کند تا مردم آن را بخوانند و جذاب باشد و من سعی کردم آن بخش فراتر از داستان رفتن را که وظیفه نویسنده است انجام دهم.

خدایی در ادامه این نشست گفت کتاب را که می‌خواندم حس کردم فیلم هم می‌بینم. آیا با این قصد نوشتید که سینمایی باشد؟

مهدی افروز منش در پاسخ به پرسش علی خدایی مبنی بر سینمایی بودن کتاب گفت:نه قصد من این نبود که داستان فیلم‌نامه بشود اما گویا قلم من به تصویر و سینما نزدیک است و همین حالا در حال ساخت فیلم هستند. مثلا غیر از "سالتو" کتاب‌ "تاول" من را نیز می‌خواستند بسازند. اما من حتی کتاب را قبل از چاپ به چند نفر از دوستانم دادم چون می‌خواستم در کتابم ادبیات بیشتر برجسته باشد تا تصویر. وی در پایان درباره بخش‌های کتاب گفت:من اعتقاددارم باید در کتاب به خواننده مهلت خواندن داد برای همین شخصیت‌ها زیادند اما بخش‌های کتاب کوتاه کوتاه است و بخش بخش کردن به خواننده‌ام فرصت خواندن می‌دهد.در کنار این تحقیق هم برای من در کتاب‌هایم بسیار مهم است. برای نوشتن حتما تحقیق می‌کنم و بعد می‌نویسم.