افسانه زنگولهای ریسک

هنگامی که از یک دارایی با ریسک بالا سخن به میان میآید، به این معناست که بازدهی دارایی مدنظر میتواند فراز و فرودهای چشمگیری را تجربه کند. فرد سرمایهگذار در این حالت درعین حال که امکان دارد زیانهای کمرشکنی را تجربه کند، احتمال دارد سودهای غیرمنتظرهای را نیز بهدست آورد. درواقع با افزایش نوسانات، تنها احتمال زیان افزایش مییابد. در ادبیات سنتی مالی، ریسک بالا معادل بازدهی بالاتر آن دارایی درنظر گرفته میشود. این درحالی است که اکونومیست در جدیدترین گزارش خود این باور غلط را زیر سوال برده و تاکید کرده است که ریسک و نوسان بالای یک دارایی لزوما به معنی کسب بازدهی فراتر از انتظار از دارایی مدنظر نیست.
ریسکسنجی؛ گام اول سرمایهگذاری
اولین قدم در راستای مشاوره و مدیریت دارایی افراد، سنجش میزان تحمل آنان در برابر ریسک است. در همین راستا مهمترین اقدامی که مدیران دارایی انجام میدهند، پرسش سوالاتی در جهت شناسایی آستانه تحمل سرمایهگذار است. سوالاتی از قبیل «نگرش دوست صمیمیتان به ریسکپذیری شما در مسائل مالی چگونه است؟» یا «تصاویر سریع و چشمکزن را چگونه توصیف میکنید؛ جالب یا آزاردهنده؟» در این دسته قرار دارند. این درحالی است که اگر شما تعریف دقیقی از این مساله در ذهن نداشته باشید، احتمالا این سوالات مفید نخواهند بود. این موضوع همواره یکی از چالشهای اصلی در دنیای مالی بوده است. ریسک همیشه مفهومی کلیدی و در عین حال مبهم تلقی شده است که معیار سنجش دقیق و مشخصی ندارد؛ از همینرو سنجش آن دشوارتر از سایر متغیرهاست.
نوسان مترادف ریسک نیست!
برای حل این مشکل، بسیاری از سرمایهگذاران به جای دست و پنجه نرم کردن با تعاریف پیچیده ریسک، به مفهوم نوسان(volatility) پناه میبرند. علت این مساله، قابل اندازهگیری بودن نوسان است. این درحالی است که نوسانات نیز نمیتوانند معیار کاملا دقیقی برای سنجش این مفهوم باشند. نوسان نشان میدهد که قیمت یک دارایی تا چه میزان در بازه زمانی مشخص تغییر میکند. اگر نوسان بالا باشد، احتمال جهشهای شدید قیمتی بیشتر است. در مقابل اگر نوسان پایین باشد، قیمت دارایی معمولا تغییرات محدودی خواهد داشت. از این منظر، مفهوم ریسک و نوسان شباهت بسیار بالایی با یکدیگر دارند. مسالهای که باید به آن توجه شود این است که ریسک، منحنی زنگولهای (توزیع نرمال) ندارد. در منحنی زنگولهای، نتایج محتمل در مرکز قرار گرفته و تغییرات شدید بهندرت به وقوع میپیوندند. این درحالی است که در دنیای واقعی، ریسک نمودار متقارنی ندارد. با این حال اغلب نظریههای مالی بر این فرض بنا شدهاند که ریسک همان نوسان است.
دیدگاه سنتی به رابطه ریسک و بازده
در سال ۱۹۵۲، هری مارکوویتز با درنظر گرفتن فرض سادهکننده معادل بودن ریسک و نوسان، نظریه مدرن پرتفو(MPT) را ارائه داد. این نظریه اساس تمام مدلهای سرمایهگذاری مدرن را شکل داده است. در این نظریه عنوان شده است که افراد با پذیرش ریسک بالاتر قادر به دریافت سودهای بیشتر هستند. امروزه مطالعات بسیاری ثابت کردهاند که این فرضیه در بسیاری از موارد نادرست بوده و پذیرش ریسک بالاتر نهتنها بازدهی بیشتری را به ارمغان نمیآورد، بلکه در بسیاری از موارد احتمال زیان را نیز افزایش میدهد. الروی دیمسون، پل مارش و مایک استانتون، در آخرین گزارش UBS این موضوع را بررسی کردهاند. آنها عملکرد سهمهای بازار آمریکا را از سال ۱۹۶۳ و سهام بریتانیایی را از سال ۱۹۸۴ زیرنظر گرفتند و کمپانیها را براساس نوسان مرتب کردند. پس از محاسبه بازده واقعی هریک از این سهمها، مشخص شد که برخلاف انتظار عموم سرمایهگذاران، سهمهای پرریسک نهتنها بازدهی بالاتری نداشتهاند، بلکه عملکرد اغلب آنها به طور چشمگیری ضعیف بوده است و جاماندگی زیادی نسبت به بقیه بازار داشتند. همچنین یافتهها نشان میدهند برای سهمهایی با نوسان متوسط یا کم، نوسان تاثیر محسوسی بر بازدهی آنان نداشته و نتایج به صورت خوشهای متمرکز شدهاند.