چگونه «داخلیسازی» در کرهجنوبی به صنایع خدمت کرد؟
معجزه توسعه صادرات

نایبرئیس اتاق مشترک
ایران و کرهجنوبی
توسعه اقتصادی در کرهجنوبی یکی از داستانهای جذاب دانشکدههای اقتصاد است که پیرامون آن روایتهای مختلفی ارائه شده است. گفتوگوی «دنیای اقتصاد» با یک فعال اقتصادی آشنا به اقتصاد کرهجنوبی، نکات جالبی را از روند اوجگیری این کشور کوچک به نمایش میگذارد.
پویا فیروزی؛ نایبرئیس اتاق مشترک ایران و کره در این گفتوگو پیرامون امروز، گذشته و آینده کرهجنوبی نکات جالبی را گفته است. وی با اشاره به راهبرد دولت کرهجنوبی در بخش صنعت بحث خود پیرامون این کشور را اینگونه آغاز میکند: سیاست توسعه در کره جایگزینی واردات نبود بلکه از ابتدا به قصد صادرات محصولات خود را تولید میکرد.
در ایران به دلیل اینکه همیشه دسترسی به منابع حاصل از فروش نفت وجود داشته، تلاش داشتیم برای اینکه منابع ارزی از کشور خارج نشود اقدام بهجایگزینی واردات کنیم، درحالیکه اساس روند صنعتیشدن کره، تامین منابع ارزی و ثروت آفرینی در کشور بود، از این جهت تفاوت بسیار زیادی بین ایران و کرهجنوبی وجود دارد. بسیاری از شرکتهای کرهای که هماکنون در سطح جهان شناختهشده هستند، دهها سال پیش تاسیس شده و به مرور با برنامهریزی دقیق توسعه پیدا کردهاند و در نهایت به شرایطی رسیدند که امکان رقابت با شرکتهایی بینالمللی را پیدا کردند.
فیروزی سپس توضیح میدهد: کرهجنوبی برنامههای توسعه خود را از سال۱۹۶۲میلادی تحترهبری پارک، رئیسجمهور این کشور، با تمرکز بر توسعه صادرات و اخذ کمکهای خارجی از ژاپن و آمریکا آغاز کرد. البته ذیل این برنامه، کره تلاش داشت وابستگی وارداتی خود را کاهش دهد، اما بهطور کلی این کشور ساختار اقتصادی خود را براساس تولید صادراتمحور طراحی کرد.
سیاستگذاران در کره تلاش داشتند که از طریق صادرات ارز لازم برای کشور را تامین کنند؛ در واقع این نقطهای است که یک تفاوت دیدگاه و استراتژی بین سیاستگذاران ایرانی و کرهای وجود دارد، زیرا اگر در کره صادراتی وجود نداشتهباشد، منابع ارزی هم وجود نخواهد داشت، اما در ایران به دلیل وجود منابع طبیعی این نیاز احساس نمیشود.
وی ادامهداد: از جمله دلایل توسعه صنعتی کرهجنوبی میتوان به برنامههای توسعه با تمرکز بر افزایش صادرات و جذب سرمایهگذاری خارجی، حمایت از صنایع سنگین بهخصوص در حوزه فولاد، کشتیسازی و پتروشیمی و سرمایهگذاری قابلتوجه در حوزه تحقیق و توسعه اشاره کرد. اصلاحات اقتصادی و مالی و همچنین سرمایهگذاری در دانش و آموزش از جمله دیگر اقداماتی بود که حرکت کرهجنوبی در مسیر توسعه اقتصادی را تسهیل کرد.
در دهه۵۰ میلادی، کرهجنوبی بیشتر بر بازسازی پس از جنگ متمرکز بود. در این دوره زیرساختهای فیزیکی در این کشور بازسازی شد و آموزش همگانی نیز اجباری شد. در دهه۶۰ میلادی، با بهقدرت رسیدن ژنرال پارک، توسعه صادراتمحور در دستور کار سیاستگذاران کرهای قرارگرفت. در این دههمجموعهای از حمایتهای دولتی و حاکمیتی از صنایع انجام شد. از جمله صنایع کلیدی کرهجنوبی در دهه۶۰ میلادی میتوان به منسوجات، پوشاک و مبلمان اشاره کرد. همچنین شرکتهای بزرگ کرهجنوبی که بعدها با عنوان چبول(Chaebol) شناخته شدند در اواخر این دوره تاسیس شدند و با حمایت دولت به عنوان مشوق توسعه صادرات، از منسوجات تا فناوری، رشد کردند.
در دهه۷۰ میلادی، کرهجنوبی توسعه صنایع سنگین را در دستور کار قرارداد. در این دههصنایع شیمیایی، شرکتهای فولادی و شرکت کشتیسازی (هیوندای) تاسیس شدند. همچنین در این دوره کره مسیر خود برای ورود به بازار قطعات الکترونیکی، رادیو و تلویزیون را آغاز کرد. دهه۸۰ میلادی نقطه آغاز حرکت پرشتاب کرهجنوبی در حوزه فناوری بود؛ برنامه توسعه پنجم و ششم کره بهطور تخصصی بر توسعه این بخش تمرکز داشت. در این دوره، صنایع خودروسازی و الکترونیک این کشور رشد قابلتوجهی را تجربه کردند. یکی دیگر از اتفاقات مهم دهه۸۰ میلادی برای کره، برگزاری موفق بازیهای المپیک در سال۱۹۸۸ میلادی در این کشور بود؛ برگزاری مهمترین رویداد ورزشی جهان در این سال، نشاندهنده تثبیت جایگاه کره در سطح جهان بود.
در دهه۹۰ میلادی، کره همچنان بر حوزه اقتصاددانشبنیان متمرکز بود و در همان سالها بود که این کشور به جمع کشورهای عضو OECD پیوست و دولت کره سیاستهای آزادسازی اقتصادی را در دستور کار قرارداد. توسعه پرشتاب صنایع مرتبط با فناوری اطلاعات و نیمههادیها، یکی دیگر از پیشرفتهای کره در دهه۹۰ میلادی است. در همین دههکره به یکی از بزرگترین تولیدکنندگان تراشههای حافظه تبدیل شد و پرچمداری این کشور تا بحران مالی سال۹۷ ادامه پیدا کرد. در نهایت در قرن جدید، کره بهعنوان یکی از قدرتهای اقتصادی بزرگ جهان شناخته شد؛ در سال۲۰۲۳، تولید ناخالص کرهجنوبی به رقم تحسین برانگیز ۱.۷تریلیون دلار رسید. این موفقیت نتیجه تداوم نرخهای بالای رشد اقتصادی بود که به جز در برخی بحرانهای جهانی نظیر بحران مالی شرق آسیا در سال ۱۹۹۷ و کرونا، همواره قابل قبول بوده است.
حمایتگرایی در مدل توسعه کره
پویا فیروزی در رابطه با اینکه جنس حمایت کرهجنوبی از صنایع در دورههای مختلف به چه شکل بوده، گفت: در دهه۵۰ کره عمدتا از کمکهای خارجی استفاده میکرد و ۷۰درصد بودجهاین کشور را حمایتهای ایالاتمتحده تشکیل میداد. در دهه۶۰ که دولت کره بحث توسعه صادرات را پیگیری میکرد، برای حمایت از صنایع سبک، وامهای کمبهره را در اختیار شرکتها قرار میداد. همچنین دولت با مجموعهای از سیاستهای ارزی، ارزش وون(واحد پول کره) را کاهش داد تا از این طریق صادرات این کشور رقابتیتر شود و مشوقهایی را به صادرکنندگان ارائه کرد.
او افزود: در دهه۷۰ حمایت دولت افزایشیافت و دولت توسعه صنایع سنگین را پیگیری میکرد. از جمله این حمایتها میتوان به «تضمین بازارهای صادراتی برای تولیدکنندگان»، «ارائه منابع مالی» و «یارانههای مستقیم» اشاره کرد. در دهه۸۰ دولت کره از صنایع با فناوری پیشرفته حمایت میکرد. در این دوره به مرور دخالت دولت در اقتصاد کاهشیافت و بهجای آن دولت از بخش تحقیق و توسعه حمایت میکرد. دولت کره تسهیلات قابلتوجهی به حوزه نوآوری ارائه میکرد.
فیروزی در ادامه گفت: در دهه۹۰ دولت کره از یک دولت مداخله گر به یک دولت تسهیلگر تبدیل شد. در این دوره دولت بر حمایت از استارتآپها و شرکتهای کوچک و متوسط تمرکز کرد. در همین زمان بود که مناطق آزاد تجاری در کرهجنوبیشکل گرفت. همچنین در این سالها نرخ سرمایهگذاری خطرپذیر افزایشیافت و نوع حمایت به سمت ابزارهای حقوقی و قانونی مانند معافیتهای مالیاتی تغییر کرد؛ در واقع از دهه۹۰ میلادی، دولت کره با حداقل دخالت نقش ناظر و تسهیلگر را ایفا میکند.
این کارشناس اقتصادی درباره اینکه دولت کرهجنوبی در مسیر توسعه صنایع تا چه حد از ابزار ممنوعیت بر واردات استفاده کرد، گفت: سیاستگذاران کرهجنوبی از همه ابزارها برای توسعه صنایع این کشور استفاده کردند، با اینحال به اقتضای زمان، استفاده از ابزارهای مختلفی در دستور کار قرار میگرفت و هیچ ابزاری بهصورت ابدی مورداستفاده قرار نمیگرفت. این یکی از اختلافاتی است که بین سیاستگذاری در ایران و کرهجنوبی وجود دارد. در ایران بازه زمانی برخی از این حمایتها سالهای طولانی ادامه یافته است؛ درحالیکه کره بر اساس میزان کارآیی نوع حمایتها را تغییر میداد. بهعنوان نمونه درحالیکه دولت کره ممنوعیت کنترل واردات را در دهه۹۰ تصویب کرد، در دهه۵۰ و اوایل دهه۶۰ سیاست جانشینی واردات را با اعمال نرخ تعرفه بالا اجرایی کرد. همچنین در دهه۷۰ دولت کره، ممنوعیت واردات کالاهای مصرفی را محدود کرد تا منابع ارزی را به سمت صنایع صادراتی هدایت کند.
او افزود: در دهه۶۰ کره سیاست معافیتهای مالیاتی را دنبال میکرد. در آن سالها معافیتهای مالیاتی به صادرکنندگان منسوجات و پوشاک ارائه میشد، در دهههای بعد صنعت پوشاک مشمول این معافیتها نبود و این امتیاز در اختیار شرکتهای کوچک و متوسط و شرکتهای فعال در بخش فناوریهای پیشرفته قرارگرفت. بهطور کلی بازه زمانی حمایتها محدود به یک دوره زمانی خاص بود. بهعنوان نمونه دهه۷۰ میلادی دوره اوج حمایتهای دولت کره از صنایع بزرگ این کشور بود، اما حمایت مستقیم دولت تا دهه۸۰ به آن شکل خاص ادامه یافت و پس از این دوره سیاست آزادسازی اقتصادی موردتوجه قرارگرفت؛ در واقع دولت تا دهه۸۰ دولت با دادن رانتهایی مثل وامهای کمبهره و یارانه، از صنایع بزرگ حمایت کرد و پس از این دوره حمایت را به سمت شرکتهای کوچک و متوسط هدایت کرد.
فیروزی در ادامه گفت: دولت کرهجنوبی، هنوز هم از صنایع با روشهای مختلف حمایت میکند. پس از بحران اقتصادی شرق آسیا در سال۹۷ میلادی، دولت کره بیشتر از توسعه بخشهای تحقیق و توسعه بهویژه در حوزه هوشمصنوعی و نیمههادیها، پشتیبانی میکرد. در سال۲۰۲۳ میلادی، دولت کرهجنوبی ۲۰میلیارد دلار در بخش تحقیق و توسعه سرمایهگذاری کرد.
به عقیده فیروزی یکی دیگر از انواع حمایتها تشکیل وزارتخانه مستقل صنایع کوچک و متوسط در دولت کرهجنوبی است. وی معتقد است: این وزارتخانه در سال۲۰۱۷ میلادی شکلگرفت تا تمرکز بیشتری بر توسعه این صنایع صورت گیرد. در کنار این، صندوقهای حمایت از کسبوکارهای کوچک ایجاد شد. برای انرژیهای تجدیدپذیر کمکهای یارانهای ارائه شد. هیوندای برای توسعه خودروهای الکتریکی از همین حمایتهای دولت استفاده میکند.
این عضو اتاق بازرگانی میگوید: کره دهه۵۰ سیاست صنعتی جانشینی واردات را دنبال میکرد. هدف از این سیاست این بود که منابع ارزی از کشور خارج نشود. در دهه۶۰ که سیاست توسعه صادرات را جایگزین کردند، دیگر هدف فقط حفظ منابع ارزی نبود بلکه نفس افزایش صادرات هدف سیاستگذاران کره بود. کره در دهه۹۰ به WTO(سازمان تجارتجهانی) پیوست. از سال۲۰۰۰ به بعد این کشور بهمعنای واقعی با کشورهای جهان وارد رقابت شد.
فیروزی در پایان با مقایسه روند صنعتیشدن ایران و کرهجنوبی، تصریح میکند: صنعتیسازی با استفاده از درآمد نفتی متفاوت از شرایطی است که صنعتیشدن تنها راه یک کشور برای تامین منابع ارزی است. سیاست تجاری ایران هم در ابتدا جانشینی واردات بود ولی در ادامه صنعت ایران وابستگی زیادی به نفت پیدا کرد. در ابتدای مسیر، دولتهای ایران و کره مداخله بسیار زیادی در اقتصاد داشتند. دولتها فضا را برای صنعتیشدن آماده کردند. در دهه۶۰ و ۷۰ شمسی ایران بیشتر درگیر جنگ بود و سیاست ایران بر خودکفایی متمرکز بود و در ادامه با اعمال تحریمها علیه ایران نقش دولت در اقتصاد پررنگتر شد. در دهه۸۰ و ۹۰ شمسی که سیاست صنعتی ایران توسعه صنایع نفت و پتروشیمی بود، کماکان به دلیل قدرت دولت، بخشخصوصی به مرور دچار ضعف شد و در نهایت از سیستم خارج شد.