به دنبال اثبات خود نباشید!

مدیرعاملی را به یاد دارم که در جلسه‌‌‌ای از انجمن باوِر (موسسه توسعه مهارت‌‌‌های رهبری سازمانی وابسته به شرکت مک‌‌‌کینزی) در فلوریدا شرکت کرده بود. او حس ناکامی و استیصال شدیدی از پیشرفت نکردن خود در شرکت نرم‌‌‌افزاری‌‌‌اش داشت. می‌‌‌گفت: «من یک استراتژی عالی دارم و تیم خوبی هم در اختیارم است. با این حال، زمانی که پیشگام برنامه‌‌‌ها می‌‌‌شوم، پشت سرم را که نگاه می‌‌‌کنم، کسی دنبالم نمی‌‌‌آید.» بعد از گفت‌‌‌وگویی صریح درباره سبک کار این مدیر جوان، برایم هر لحظه روشن‌‌‌تر می‌‌‌شد که او نسبت به جایگاهش کمبود اعتماد به نفس دارد و همین موضوع او را وادار به اثبات خویش برای دیگران می‌کند.

او به جای آنکه ذهنش را به روی طیف وسیعی از دیدگاه‌‌‌ها باز کند و هنگامی که همکارانش ایده‌‌‌ای بهتر دارند، نظرش را عوض کند، همواره روی موضع خود پافشاری می‌‌‌کرد. او هیچ‌وقت از حرف خود کوتاه نمی‌‌‌آمد، باید همیشه تمام جواب‌‌‌ها را خودش پیدا می‌‌‌کرد و همیشه حق با او می‌‌‌بود. به هر حال مگر او مدیرعامل نبود؟ نباید همه حرف‌‌‌هایش درست باشد؟

یکی از مربیان آن دوره آموزشی که مدیرعاملی باتجربه بود، او را به چالش کشید. به او گفت: «این یک بیماری بسیار رایج است. ایگو (منیت)، حس کاذبی از برتری در تو ایجاد کرده است که مانند دیواری بین تو و اعضای شرکت عمل می‌کند. باید به جای تلاش برای اثبات خود، به این فکر کنی که چه چیزی برای سازمان‌‌‌تان بهتر است. به جای ذهنی بسته، ذهنی باز داشته باش که بر اساس شواهد و واقعیات نظراتش را عوض می‌کند و سازمان را به غرور و ایگوی خود ترجیح می‌دهد. تلاش نکن که خود را اثبات کنی و به جهان عظمت خود را نشان دهی. اگر به دنبال کارآیی روزافزون تیم و شرکت خود هستی، باید غرورت را در طاقچه بگذاری.» توصیه‌‌‌های صریح این مربی، چکیده یکی از مهم‌ترین اصول رهبری سازمانی اثربخش را در خود داشت: «از‌خود‌گذشتگی».

داشتن ایگو به خودی خود چیز بدی نیست. ایگو می‌تواند به شکل اعتماد به نفسی سالم بروز کند. تمام رهبران سازمانی نیازمند چنین حس و تصور سالمی از خود هستند. مشکل زمانی است که ایگو بیش از حد بزرگ می‌شود و به حد غرور و خودبینی می‌‌‌رسد. گاهی یک ایگوی نامتعادل ناشی از تلاش برای اثبات خود به دیگران است؛ خواه اثبات به والدین باشد یا همسر، همکاران و حتی خودتان. چنین میلی، یک نیروی قدرتمند است که شما را از تبدیل شدن به بهترین نسخه خودتان بازمی‌دارد. در محیط کار، ایگو می‌تواند منجر به رفتارهای ناسالمی مانند زد‌‌‌وبندهای سیاسی، تعریف از خود و خودبینی شود؛ ویژگی‌‌‌هایی که دیگران را از اطراف شما پراکنده می‌کند و تمایل آنها به همکاری با شما را به شدت کاهش می‌دهد. هدف این است که یک ایگوی سالم با ریشه در اعتماد به نفس سالم داشته باشیم. توجه کنید که فردی با اعتماد به نفس سالم، هیچ هراسی از تغییر نظرات خود و پذیرفتن واقعیات ندارد.

ازخودگذشتگی، به عنوان مولفه مهم پیشنهادی ما برای افزایش کارآیی رهبران سازمانی، نیازمند قدرت تشخیص این موضوع است که چه زمانی احساسات و رفتارهای ما تحت‌تاثیر ایگویی نامتعادل است. همچنین باید یاد گرفت که در چنین حالتی، چگونه تمایل درونی برای بروز گفتار و رفتارهای خودخواهانه را کنترل کنیم و منفعت سازمان را جلوتر از فخر فردی بگذاریم.

ما دریافته‌‌‌ایم که مدیران عامل فوق‌‌‌العاده، هنگام اتخاذ تصمیمات بزرگ، ابتدا درباره ارزش‌‌‌ها فکر می‌کنند. آنها به خود می‌‌‌گویند که وظیفه‌‌‌شان ارزش‌‌‌آفرینی است؛ آن هم نه ارزش‌‌‌آفرینی برای خود، بلکه برای سازمان یا سیستمی که در خدمتش هستند. مفهوم مدیر خدمتکار در بسیاری از مقالات و کتاب‌‌‌ها به خوبی مورد بحث قرار گرفته است ولی طبق تجربه ما، عده بسیار کمی در عمل قادر هستند ایگوی خود را مطیع نفعی بزرگ‌تر کنند.

بهترین کار این است که از خود بپرسند: «آیا این تصمیم درستی برای سازمان، برای کارکنان ما، برای هدف و ماموریت سازمانی است یا ایگوی من مرا به این کار وامی‌‌‌دارد؟ آیا این تصمیم را به این دلیل می‌‌‌گیرم که به فکر اعتبار و وجهه خود هستم یا به فکر مطرح شدن نامم در نشریات هستم؟ یا اینکه واقعا این تصمیم به‌‌‌واقع بهترین تصمیم و اقدامی است که در این لحظه می‌توانیم اتخاذ کنیم؟»

بهترین رهبران سازمانی آنقدر اعتماد به نفس دارند که با ذهنی باز به دیگران گوش دهند و آماده تغییر دیدگاه‌‌‌های خود باشند. آنها می‌‌‌دانند که چنین انعطافی اعتبارشان را زیر سوال نمی‌‌‌برد. در حقیقت، دقیقا عکس آن صحت دارد. آنها با گوش دادن به تمام ذی‌نفعان و دیدگاه‌‌‌ها، آگاهی و اعتماد به نفس بیشتری برای اتخاذ تصمیمات درست دارند؛ نه تصمیمی محبوب که از اجماع نظرات به دست آمده باشد و فقط به قصد خوشایند ذی‌نفعان باشد. آنها آماده‌‌‌اند که بر اساس واقعیات، شنیده‌‌‌ها و اطلاعات جدید، تصمیم بگیرند و اقدام متفاوتی اتخاذ کنند؛ حتی اگر نفعی شخصی برایشان نداشته باشد.

برگرفته از کتاب: مسیر رهبری سازمانی / نوشته جمعی از شرکای ارشد شرکت مشاوره مک‌‌‌کینزی