پیچیدهترین مشکل اقتصادی

در جهان هرگز هیچ مشکلی اقتصادی به پیچیدگی تغییرات اقلیمی وجود نداشته است. سختترین سیاست عمومی بشر تاکنون این موضوع بوده است. چرا که اول اینکه یک بحران کاملا جهانی است، با تهدیدهایی گوناگون که به نسلهای بعد نیز منتقل میشود. دوم، چالش بزرگ، همراه کردن جهان برای انجام اقدامات اصلاحی است. چالش با کشورهایی که برخی ثروتمندند و برخی فقیر، با علایق و اختلافنظرهای شدید. سوم، نسلهای مختلف را در برمیگیرد. چهارم، این انتشار به دلیل هسته اصلی اقتصاد مدرن رخ داده است. پنجم، این رخداد یک بحران کند است. ششم، راهحل آن ذاتا پیچیده است و لابیهای زیادی در اقتصاد مدرن مانع آن میشود. تغییرات اقلیمی به دلیل افزایش دما در سطح جهانی رخ داده است.
افزایش دما تا پایان قرن میتواند به ۴ تا ۷درجه سانتیگراد بالاتر از زمان صنعتیشدن برسد. اما این افزایش دما چه اثراتی خواهد داشت. اگر این افزایش دما بیش از ۴درجه باشد، یخچالها ناپدید میشوند، رطوبت خاک به دلیل تبخیر آب آن از بین میرود، بارندگی در مناطق خشک کاهش مییابد و در مناطق گرمسیری موجهای گرمای عظیم، خشکسالی، سیل و توفانهای شدید افزایش مییابد. اگر دمای هوا ۵درجه یا بیشتر افزایش یابد، آب دریاها شهرهای بزرگ ساحلی مانند لندن، شانگهای، نیویورک، توکیو و هنگکنگ را با تهدید جدی مواجه خواهد کرد.
در هر صورت این تغییرات در حال رخ دادن است و در سالهای اخیر با افزایش دمای تابستانها آن را به صورت کاملا ملموسی تجربه کردهایم. از اینرو باید به راههای سازگاری با این تغییرات و راههای کاهش انتشار گازهای گلخانهای، هر دو با هم بیندیشیم. حدود سهچهارم از افزایش تشعشعی گازهای گلخانهای انسانی ناشی از CO۲ است که یکی از موارد آن از سوختهای فسیلی نشات میگیرد. دومین مورد که به انتشار گاز CO۲ میانجامد، تغییر کاربری زمین و جنگلزدایی است. اولویت سوم کاهش انتشار CH۴ است که از چند فرآیند کشاورزی و غیرکشاورزی ناشی میشود. اولویت چهارم نیز کاهش انتشار N۲O است.
با هدف سازگاری با افزایش دمای ۲درجه سانتیگراد و کمتر نیز باید تصمیماتی اتخاذ شود که مهمترین آن سازگاری در زمینه امنیت غذایی خواهد بود؛ چرا که از بین رفتن رطوبت خاک سبب کاهش باروری محصول میشود که یکی از راههای مقابله با این تهدیدها، ایجاد بذرهای گیاهانی با قدرت ماندگاری در برابر خشکسالی شدید است. مکانهای مرطوب نیز تمایل به مرطوبتر شدن دارند و باید بذرهایی ایجاد کرد که در برابر بارشهای سیلآسا مقاومت کنند و بر اثر بارندگی از خاک شسته نشوند. بهمنظور ایجاد دنیای کمکربن موانع زیادی در زمینههای فناوری، اقتصادی، مهندسی و سازمانی وجود دارد. در حقیقت رسیدن به اقتصاد کمکربن آسان نیست و ارادهای جهانی برای برنامهریزی و سرمایهگذاری در بهبود فناوریهای کمکربن نیاز است. کربنزدایی باید بسیار عمیقتر از آنچه بسیاری از کشورها به آن میپردازند انجام شود.
در حقیقت تا سال ۲۰۵۰ باید انتشار گازهای گلخانهای را بیش از ۵۰درصد سطح امروزی کاهش دهیم که بزرگترین مانع بر سر این راه کشورهایی هستند که لابی قدرتمندی در اقتصاد مبتنی بر سوختهای فسیلی دارند؛ مانند ایالاتمتحده، کانادا، چین، روسیه و اقتصادهای خلیجفارس. مواضع آنها سیاستهای داخلی این کشورها را نشان میدهد که مانع بزرگی بر سر راه دنیای کمکربن است. کربنزدایی برای کاهش شدید CO۲ به ازای هر دلار از تولید ناخالص داخلی دنیا و باقی ماندن در محدوده ۲درجه سانتیگراد و کمتر ضروری است. از آنجا که بیشترین انتشار این گاز از سوختن سوختهای فسیلی ایجاد میشود، تمرکز بر تکنولوژهایی که از سوختهای تجدیدپذیر برای فرآیندهای خود استفاده میکنند و بالا بردن بهرهوری انرژی ضروری بهنظر میرسد.
یکی از سیاستهای کاملا موفق در کاهش مصرف انرژی، اعمال استانداردهایی در لوازم خانگی مصرفی بود که به بهرهوری انرژی و کاهش مصرف آن انجامید. این رویکرد را میتوان بر کیفیت مصالح ساختمانی و ویژگیهای عایق و تهویه، انتخاب سیستمهای گرمایشی و سرمایشی و منابع ایجاد برق نیز متمرکز کرد تا بهرهوری انرژی را در ساختمانها نیز بالا ببریم. البته در سالهای اخیر اقدامات قابلتوجهی در سطح دنیا در این زمینه انجام گرفته است.
رویکرد دیگر برای انرژی کمکربن استفاده از سلولهای فتوولتائیک هستند که توانایی تبدیل انرژی پرتوهای نور (فوتون) را به انرژی الکتریکی دارند. اگرچه آلبرت اینشتین در سال ۱۹۰۵ برای اولین بار این اثر را معرفی کرد، اما همچنان فناوری لازم برای ذخیره انرژی ایجادشده توسط این سلولها برای زمانی که نور در دسترس نیست، بسیار محدود است. اگرچه همچنان یکی از بختهای گذار به انرژی کمکربن استفاده از انرژی خورشیدی است.
مورد دیگری که در برخی مناطق رقیبی برای انرژی آبی محسوب میشود، استفاده از انرژی بادی است که در مناطق بادخیز بسیار کمککننده است. توربین بادی از القای الکترومغناطیسی (چرخش یک سیمپیچ از مواد رسانا مانند مس در یک میدان مغناطیسی) برق تولید میکند. البته حتی در این مناطق نیز ساعتها و روزهای بدون باد فراوانی وجود دارد. انرژی دیگر، انرژی زمینگرمایی است که در مناطق خاصی از آن استفاده میشود.
انرژی زمین گرمایی به این صورت است که در بخشهایی از لایههای زیرزمین که به یکدیگر میرسند گرما وجود دارد. از این گرما میتوان برای جوشاندن آب و چرخاندن توربینهای بخار و تولید برق استفاده کرد. در حاضر بسیاری از انرژی ایسلند از این روش تولید میشود. انرژی دیگر، سوختهای زیستی مانند زیستتوده است که برای تولید سوخت مایع استفاده میشود. مسیرهای بیولوژیک زیادی وجود دارد که میتوان از طریق آن زیستتوده را رشد داد و به سوخت تبدیل کرد. اما مشکل سوختهای زیستی این است که در بسیاری از موارد تولید مواد اولیه زیستتوده با تولید مواد غذایی رقابت میکند.
انرژی هستهای نیز یک جزء دیگر از دسته انرژیهای کمکربن است که استفاده از آن به دلیل تشعشعات هستهای که به محیطهای اطراف خود وارد میکند و همچنین دفع زبالههای آلودهکننده محیطزیست در بسیاری از کشورها متوقف شده است. در واقع این نوع انرژی اگرچه کمکربن است، اما آلودگیهای زیستمحیطی بسیاری ایجاد میکند که برای زیست انسانها و گونههای زیستی خطراتی بسیار غیرقابل جبران ایجاد خواهد کرد. خصوصا پس از حادثه چرنوبیل و فاجعه فوکوشیما این آلودگیهای مرگآور به صورت عملی اثبات شد.
یکی از سیاستهای افزایش این نوع انرژیها، گرفتن مالیات کربن از سوختهای فسیلی و دادن سوبسید به انرژیهای تجدیدپذیر برای گسترش است. اقتصاددانان مالیات کربن را در حدود ۲۵ تا ۱۰۰دلار در هر تن پیشنهاد کردهاند. در حقیقت هزینه اجتماعی یکتن انتشار بیشتر گاز CO۲ بین ۲۵ تا ۱۰۰دلار است (سال ۲۰۱۵). اگرچه بسیاری از این انواع سیاستها میتواند بهدرستی به اهداف مورد نظر خود نرسد، اما سیستمهای مبتنی بر مالیات احتمالا قویتر، قابل پیشبینیتر و مدیریتپذیرتر خواهد بود.
مشخص شده است که تنها در اروپا از سال ۱۹۸۰ تا ۲۰۱۹ تغییرات اقلیمی هزینههایی بالغ بر ۴۴۶میلیارد یورو بر اقتصاد این منطقه گذاشته است. تغییرات اقلیمی یک واقعیت غیرقابل انکار بر اقتصاد جهان نیز هست. مطالعات نشان دادهاند که چنانچه افزایش دمای هوا ۲.۵درجه باشد، هزینهای برابر ۲.۵درصد تولید ناخالص داخلی دنیا و چنانچه ۵درجه باشد، ۳ تا ۵درصد تولید ناخالص داخلی دنیا را در بر خواهد داشت و تخمین زده میشود که ضررهای ناشی از تغییرات آبوهوایی تا سال ۲۱۰۰ به ۲ تا ۲۲درصد تولید ناخالص داخلی دنیا برسد. اما کشورها و میزان تنوع آنها در اقتصاد نشاندهنده آن است که چگونه میتوانند با تغییرات اقلیمی مقابله کنند. کشورهای ثروتمندتر که اقتصادهای متنوعتری دارند، میزان پاسخپذیریشان به شوکها بیشتر است و کشورهای فقیرتر که تنوع اقتصادی کمتری دارند، پاسخگویی کمتری به شوکهای اقلیمی دارند. تامین اعتبارات مالی برای پدیده تغییرات اقلیمی نیز امروزه یکی از اعتبارات ضروری است.
مرکز پایداری مالی در گزارش سال ۲۰۲۱ خود تاکید کرده است که ریسک آبوهوا باید در بودجه بخش دولتی و استراتژیهای مدیریت بدهی گنجانده شود، همچنین متذکر شده است که تغییرات اقلیمی یک ابرروند جهانی برای تهدید حاکمیتهاست و از طریق کانالهای مختلف، از جمله رشد اقتصادی، عملکرد خارجی و مالیه عمومی بر اعتبارات دولتها اثر میگذارد. اینکه چگونه اقتصاد و اجتماع توسعه پیدا کند تا در میانمدت و طولانیمدت بتوانیم با هزینههای ناشی از تغییرات اقلیمی مواجه شویم، به مدلهای حوزه اقتصادِ اجتماعی برمیگردد. بهطور مثال، دو هزینه همواره پیشروی دولتهاست: هزینههای تقلیل (mitigation cost) و هزینههای سازگاری (adaptation cost) . هزینههای تقلیل شامل هزینههایی است که از یک آسیب مانند طغیان رودخانه ایجاد میشود. هزینه تعمیرات و بازسازیهای ناشی از طغیان رودخانه و لایروبی آن برای جلوگیری از آسیب مجدد از جمله این هزینهها هستند.
این نوع هزینهها کوتاهمدت و میانمدت هستند. از سوی دیگر، هزینههای سازگاری وجود دارد که شامل پیادهسازی سرمایهگذاریهای کلان در سطح ملی، زیرسطح ملی و صنایع میشوند. این هزینهها میانمدت و طولانیمدت هستند. نوع نگرش به این دو نوع هزینه و استفاده از ابزارهای سیاستگذاری برای پرداختن بیشتر و کمتر به هریک از این هزینهها با زیرساختهای یک اقتصاد و توان اقتصادی یک دولت مرتبط است. اما در کل پرداختن متعادل به هر دو حوزه میتواند سبب ایجاد پایداری شود.
همهگیری کووید-۱۹ شدت و مقیاس چالشهای فرامرزی را در سطح جهانی به نمایش گذاشت. همچنین ضعف نهادهای جهانی و ساختارهای حاکمیتی را در مقابله با تهدید پیچیده و قریبالوقوع تغییرات آبوهوایی آشکار کرد. از اینرو به تصمیمگیری و اجماعی جهانی در این زمینه نیازمندیم. هرساله کنفرانسی از احزاب (Conference of the Parties (COP تشکیل میشود که زیر نظر تغییرات اقلیمی سازمان ملل (UNCC) اجرا میشود و عالیترین مرجع تصمیمگیری در این زمینه است. هدف کلیدی COP بازبینی ارتباطات ملی و میزان انتشاری است که توسط اعضا ثبت شده است.
این کنفرانس آن را بررسی و تصمیمات لازم برای اجرای کنوانسیون سازمان ملل در مورد تغییرات آبوهوایی را اتخاذ میکند تا بتوان دریافت که از چه روشها و ترتیبات سازمانی و اداری میتوان به آن اهداف رسید. تا به امروز ۲۹کنفرانس آن اجرایی شده که آخرین آن، COP۲۹، در شهر کوبا در کشور جمهوریآذربایجان با حضور ۲۰۰کشور شرکتکننده برگزار شد. مبنای این کنفرانسها، کنفرانس پاریس است و از شرکتکنندگان میخواهد که در بازههای زمانی مشخص به ارائه گزارشها بر مبنای اصول تعیینشده در کنفرانس پاریس بپردازند.
یکی از اهداف این کنفرانسها کمک به کشورهای درحال توسعه و کمتر توسعهیافته است که با وجود آنکه سهم اندکی در ایجاد تغییرات اقلیمی داشتهاند، از آثار آن متضرر میشوند؛ اینکه زیرساختها و سرمایهگذاریهایی که به هدف توسعهیافتگی این کشورها انجام میشود، بر مبنای اصولی باشد که به کاهش تغییرات اقلیمی باشد. در نهایت آنچه امید به حل این پیچیدهترین معضل بشر را هموار خواهد کرد، یک مساله و وظیفه شخصی، ملی و فراملی در سطح جهانی است. هر شخص، هر کشور و هر منطقه باید به وظایف خود در راستای کاهش اثرات تغییرات اقلیمی عمل کند؛ چرا که اثرات آن متوجه همه ساکنان زمین خواهد بود.
* پژوهشگر اقتصادی